بر پايىِ حكومت اسرائيل يا همان مسيح دجّال است و به همين سبب از امام صادق عليه السلام روايت شده كه فرمود : « هر كه با ما مخالفت كند از حكومت ما سهم نمىبَرد و خدا ريختن خون آنها را هنگام قيام قائم ما بر ما روا داشته » ( بحارالانوار ، ج 52 ، ص 376 ) .
پاسخ وى آن است كه آنچه نويسنده پس از اين همه سال و در پى مراجعه به منابع دست اول بدان رسيده تنها يك كمدى است كه زنِ فرزند مرده را به خنده مىاندازد چندان كه از خنده به پشت فرو در مىافتد .
آيا در نگاه نويسنده ، ائمّه عليهم السلام از آن هنگام مىدانستهاند كه حكومت اسرائيل به پا خواهد شد و برپايى آن را بشارت مىدادهاند ، يا نويسنده گمان برده در آن هنگام دستهاى پنهانى در كار بوده كه براى روى كار آمدن حكومت اسرائيل از عصر اموى ، برنامهريزى مىكردهاند ؟ از اين گذشته چرا اين گروهِ برنامهريز براى حكومت اسرائيل از امام مهدى عليه السلام نام مىبرند و پرده از همهء طرحهايشان بر مىگيرند و براى همگان انتشار مىدهند با آنكه چنين امورى نيازمند كتمان و پنهانكارى است ؟
آيا حكومت اسرائيل از اهل بيت و از فرزندان فاطمه عليه السلام است و محمّد نام دارد و زمين را پس از آنكه از ظلم و ستم آكنده شد از قسط و عدالت خواهد آكند ؟ و آيا از طرحهاى آيندهء آن اين است كه يهود را زير هر خار و خاشاكى كه يافت به قتل رساند و اسلام را در آباديهاى زمين گسترده است ؟ از اين گذشته ، پيوند حكومت اسرائيل با كربلا و مسجد كوفه و حجرالاسود چيست ؟ و حكومت اسرائيل چرا بايد پاى بفشرد كه كربلا شهرى مقدّس گردد تا جايى كه آن را برترين سرزمينها و
الرد الوجيز على كتاب ' لله ثم للتاريخ '" ( افشاى يك توطئه ) ( فارسى ) " — صفحة 301
مساهمون: الشيخ علي آل محسن
ص٣٠١