نمونههايى را مىآورْد تا ثابت كند طبرسى صاحب مجمع البيان كتاب خود را با مغالطهها و تأويلات متكلّفانه آكنده است ، نه آنكه چنين بىدليل و حجّت سخنِ خويش رها كند .
اين در حالى است كه كه طبرسى در مجمع البيان اقوال مفسّران اهل سنّت را نيز گرد آورده و اگر چه آنچه از امام باقر و امام صادق عليهما السلام روايت شده آورده ، ولى باز نزديكترين تفاسير شيعه به تفسير اهل سنّت است و به همين سبب دكتر محمّدحسين ذهبى - از اهل سنّت - مىگويد : به حق تفسير طبرسى - جداى از گرايشهاى شيعى و آراى معتزلى آن - در قلمرو خود كتابى عظيم است كه بر تبحرّ نويسندهاش در فنون مختلف علم و معرفت گواهى مىدهد .
دكتر ذهبى تحت عنوان « اعتدال او در تشيّع » مىگويد : « طبرسى در تشيّع خود معتدل است و همچون تندروهاى اماميه راه زياده روى نمىپيمايد . ما هنگام خواندن تفسير او تعصّب قابل ملاحظهاى را احساس نكرديم و نديديم كه وى يكى از صحابه را تكفير كند يا طعنى بر ايشان زند كه عدالت و ديندارىِ آنها را از ميان بَرد ، چنانكه دربارهء على نيز چندان مبالغه نكرده كه وى را به خدايى رسانَد يا هم رديف پيامبرانش بخوانَد ، اگر چه اورامعصوم مىداند » ( التفسىر و المفسّرون ، ج 2 ، ص 76 ) .
نويسنده ادّعا مىكند منطقهء طبرستان و مناطق هم كنار آن آكنده از يهوديان خزر است و طبرستانيها همان يهوديان خزرند كه خود را زير چتر اسلام پنهان كردهاند .
پاسخ وى آن است كه سمعانى در انساب در مدخل « طبرى »
الرد الوجيز على كتاب ' لله ثم للتاريخ '" ( افشاى يك توطئه ) ( فارسى ) " — صفحة 271
مساهمون: الشيخ علي آل محسن
ص٢٧١