در سند آن نام جبرئيل بن احمد ديده مىشود كه - چنانكه گفته آمد - توثيق نشده است .
آيةاللَّه خويى قدس سره مىگويد : « جبرئيل بن احمد توثيق نشده ، و به نظر مىرسد مقصود از ابوبصير در اين روايت ، يحيى بن قاسم است كه كور بوده ، ولى دربارهء مرادى دليلى نيافتيم كه كور بوده باشد و صرف كُنيهء ابوبصير بر اين امر دلالت ندارد - چنانكه روشن است - » ( معجم رجال الحديث ، ج 14 ، ص 149 ) .
اين در حالى است كه ضبط كلمهء « لَاذِن » در حديث ، مجهول باشد و مقصود از فاعلِ اذن ، اهل خانه يا خادم امام عليه السلام بوده باشد ، نه آنكه ضبط كلمهء « اذِن » معلوم باشد چنانكه نويسنده آورده تا ضمير آن به امام عليه السلام باز گردد .
بر اين اساس در كلام ابوبصير اشكالى ديده نمىشود مگر متّهم كردن خادم امام كه اگر طبقى از خوراك در كار بود به شتاب به دو اجازهء ورود مىداد ، و اين سخن هيچ خدشهاى به ابوبصير وارد نمىكند .
نويسنده مىگويد : ابوبصير در اخلاق ، فردى معتمَد نبود و او خود گواهى بر اين سخن مىآورَد و مىگويد : « به زنى قرائت قرآن درس مىدادم ، پس با او در مسألهاى شوخى كردم . او نزد امام صادق عليه السلام رفت و گلايه گذارْد . او مىگويد : امام صادق عليه السلام به من گفت : اى ابوبصير ! به اين زن چه گفتى ؟ گفت : با دستم چنين گفتم ، و چهرهء خود را پوشانْد ! ! امام صادق عليه السلام فرمود : ديگر از اين شوخيها با او نكن » ( رجال كشى ، ص 154 ) .
پاسخ وى آن است كه آيةاللَّه خويى قدس سره مىگويد : « اين روايت دلالتى
الرد الوجيز على كتاب ' لله ثم للتاريخ '" ( افشاى يك توطئه ) ( فارسى ) " — صفحة 262
مساهمون: الشيخ علي آل محسن
ص٢٦٢