شيعيان نمىآورَد تا ننگى بر ايشان باشد ، بهويژه آنكه شيعيان او را تخطئه و رد كردهاند و ما پيشتر پاسخ اين مقوله را دادهايم .
ميرزا حسين نورى قدس سره تلاشهاى شايسته و آثار بنامى در يارى اسلام و دفاع از آن دارد و لغزش او در اين كتاب ما را بر آن نمىدارد همهء تلاشهاى او را ناديده بگيريم ، زيرا هر عالمى را لغزشى است .
اين در حالى است كه وى نگفته است : « قرآنى كه در ميان ما وجود دارد تحريف شده و افزايش و تغيير بدان راه يافته » ، بلكه گفته : « برخى از واژهها يا آياتى كه بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل شده از قرآنِ موجود در ميان ما ساقط شده است » ، و از همين رو مىگويد : منظور من از تحريف ، تغيير و تبديل نيست ، بلكه تنها كاهش آياتى است كه فرود آمده و نزد اهلش محفوظ است ، همانگونه كه مقصود من از « كتاب » قرآن موجود ميان دفّتين نيست ، زيرا آن به سان روزگار عثمان در ميان دفّتين موجود است و نه كاهش و نه افزايشى بدان راه نيافته است ، بلكه منظور ، كتاب الهى فرو فرستاده شده است » ( الذريعة إلى تصانيف الشيعه ، ج 16 ، ص 231 ) .
پوشيده نمانَد كه اين سخن همان مذهب گروهى از صحابه و مذهب اهل سنّت است ، چنانكه احاديث و سخنان علماى ايشان بر آن دلالت دارد .
مسلم و جز او از عايشه روايت كردهاند كه گفته است : « از آياتى كه در قرآن نازل شده يكى : « عَشر رضعات معلومات يُحرِّمن » بود كه با « خمس معلومات » نسخ شد و در اين هنگام پيامبر خدا صلى الله عليه و آله رحلت كرد و اين آيات در قرآن خوانده مىشد » ( صحيح مسلم ، ج 2 ، ص 1075 ؛
الرد الوجيز على كتاب ' لله ثم للتاريخ '" ( افشاى يك توطئه ) ( فارسى ) " — صفحة 265
مساهمون: الشيخ علي آل محسن
ص٢٦٥