( اقبال الاعمال ، ص 225 و 226 ) .
مجلسى قدس سره در بحار سخن او را نيكو مىشمرد آنجا كه مىگويد :
اينك مىگويم : براساس آنچه سيّد بن طاووس رحمه الله آورده اضافهء ذكور به رجال براى مبالغه است در وصف رجوليت و ستبرى كه لازمهء آن است و پرداختن به امور خير و سستى نورزيدن در آن .
او آنگاه وجوه ديگرى مىآورَد و مىگويد : مقبولترين وجه همان است كه سيّدبن طاووس رحمه الله آورده است » ( بحارالانوار ، ج 101 ، ص 95 ) .
از اين سخن آشكار مىشود كه آنچه نويسنده از حديث زراره آورده مفهومى ندارد ، زيرا بر آوردن شهوت بر چوب معنى ندارد ، بلكه مفهوم سخن زراره آن است كه اگر آنچه را از امام صادق عليه السلام شنيدهام براى شما بازگويم موجب مىشود مردان سرسخت به چارچوب كشيده شوند ، زيرا اين اخبار ميان مخالفان انتشار مىيابد و امكان پوشيده داشتن آن در ميان نيست .
نويسنده از رواياتى كه شخصيت زراره را مخدوش مىكند روايتى را نيز از ابن مسكان مىآورَد كه گفته : از زراره شنيدم كه مىگفت : « خداى بر ابوجعفر رحمت آورَد كه در قلب از جعفر گلايهاى دارم » گفتم : چه چيز زراره را به اين واداشته است ؟ گفت : « اينكه امام صادق عليه السلام از رسواييهاى او پرده برداشت » ( كشى ، ص 131 ) .
پاسخ وى آن است كه اين روايت سندى ضعيف دارد ، زيرا در آن نام جبرئيل بن احمد فاريابى ديده مىشود كه در كتب رجالى وثوق او ثابت نشده است .
الرد الوجيز على كتاب ' لله ثم للتاريخ '" ( افشاى يك توطئه ) ( فارسى ) " — صفحة 254
مساهمون: الشيخ علي آل محسن
ص٢٥٤