نويسنده مىگويد : به همين سبب امام صادق عليه السلام فرموده است :
« خداى ، زراره را لعنت كند » ( ص 133 ) ، نيز مىگويد : امام صادق عليه السلام فرموده : « خدا لعنت كند بريد را وزراره را » ( ص 134 ) .
پاسخ به نويسنده اين است كه به زودى به خواست خدا چگونگى اين « لعنت » را بيان خواهيم داشت ، و اينكه لعنتِ مذكور از ترس جان زراره و تقيه بر او از زبان امام عليه السلام جارى شده است ، پس درنگى بايد .
نويسنده روايت ديگرى را در طعن زراره به نقل از امام صادق عليه السلام مىآورَد كه فرموده است : بارخدايا ! اگر جهنم جز سكرجه « 1 » نباشد آن را چنان بگستر كه خاندان اعين بن سنسن را در بر گيرد ( ص 133 ) .
پاسخ وى آن است كه اين خبر نيز سندى ضعيف دارد ، زيرا در سند آن محمّد بن بحر كرمانى رهنى ترماشيرى ديده مىشود كه به غلو موصوف است « 2 » ، و نيز ابوعبّاس محاربى جزرى كه او هم در كتب رجالى ، مهمل است ، و فضيل رسان كه او هم توثيق نشده است .
اين در حالى است كه كشى رحمه الله به اين حديث ، چنين تكمله مىزند :
« اين محمّد بن بحر ، غالى است و فضاله از رجال يعقوب نيست و در اين حديث افزايش ديده مىشود چندان كه از شكل خود دگرگونى پذيرفته است » ( رجال كشى ، ج 1 ، ص 363 ) .
هامش
( 1 ) - سكرجه : ظرفى كوچك است كه در آن خوراك اندك خورده مىشود . اين واژهفارسى معرَّب است ( از نويسنده ) .
( 2 ) - بنگريد به : فهرست طوسى ، ص 208 ؛ رجال كشى ، ج 2 ، ص 303