ضعيف است و نجاشى و ابن غضائرى هر دو او را ضعيف شمردهاند و پيشتر از وضع و حال او سخن به ميان آمد ، و نيز نام حسين بن حسن ديده مىشود كه همان ابن برد دينورى است كه او هم مهمل است .
با چشمپوشى از سند روايت ، هر دو راوى اعتقاد به تجسيم را به هشام بن سالم و مؤمن طاق و ميثمى نسبت دادهاند و امام عليه السلام متعرّض بيان بطلان اين اعتقاد شده نه صحّت يا عدم صحّت اين نسبت بديشان ، و اين خود نشانگر تكذيب اين نسبت به آنهاست و گرنه امام عليه السلام آن گونه كه عادت ايشان در نكوهش مبطلان و هشدار از گمراهيشان بود آنان را نيز مىنكوهيد .
راوى دومى كه نويسنده در كتاب خود او را مخدوش مىكند زرارة بن اعين است . وى مىگويد : شيخ طوسى گفته است : « زراره از خاندانى نصرانى بود و نياى او سنسن ، يا به قولى سبسن ترسايى مسيحى بوده است و پدرش بردهاى رومى بوده از آنِ مردى بنى شيبانى » ( الفهرست ، ص 104 ) .
پاسخ وى آن است كه نويسنده سخن شيخ طوسى قدس سره را تحريف كرده است و اينك متن كلام او :
وى مىگويد : « زرارة بن اعين ، عبدربّه نام داشت و ابوحسن ، كنيه و زراره لقب او بود . اعين بن سنسن بردهاى رومى از آنِ مردى بنى شيبانى بود كه قرآن آموخت و انگاه سرورش او را آزاد كرد و به وى پيشنهاد داد به تبار او در آيد ولى اعين نپذيرفت و گفت : مرا بر آنچه دوست مىدارم بدار . . . » ( الفهرست ، ص 133 ) .
الرد الوجيز على كتاب ' لله ثم للتاريخ '" ( افشاى يك توطئه ) ( فارسى ) " — صفحة 251
مساهمون: الشيخ علي آل محسن
ص٢٥١