به سفارش ائمّهء خود در خوشرفتارى با اهل سنّت ، كه پارهاى از آن گفته آمد ، عمل مىكردند و سخت تقيهاى را در پيش مىگرفتند كه سياست سركوب واليان بر ايشان تحميل مىكرد و شيعيان را بايد گروهى اندك و مستضعف دانست كه مىترسيدند مردم آنها را بربايند .
اگر بپذيريم كه شيعيان از اهل سنّت نفرت دارند من باور نمىكنم كه نويسنده گمان كرده باشد كه اهل سنّت شيعيان را دوست دارند و بديشان مهر مىورزند ، در حالى كه فتاواى برخى از علماى ايشان در كفرِ رافضيان و حرمت ذبيحهها و عدم جواز ازدواج با آنها و پاسخ ندادن به سلام ايشان و موارد ديگر شهرت يافته است .
نويسنده پنداشته است ياران محمّد بيشترين كسانى بودهاند كه به شيعه دشنام دادهاند و نفرينشان فرستادهاند ، بهويژه كسانى همچون ابوبكر ، عمر ، عثمان ، عايشه و حفصه ، دو همسر پيامبر صلى الله عليه و آله .
پاسخ وى آن است كه شيعيان به عدالت همهء اصحاب رسول اكرم صلى الله عليه و آله اعتقاد ندارند ، بلكه به عدالت كسانى قائل هستند كه براساس دلايل صحيح عدالت آنها به اثبات رسيده باشد ، و اگر اهل سنّت كسانى را بزرگ مىدانند و از صحابهء برجستهء پيامبر مىشمرند لزوماً شيعه در بارهء آنها چنين اعتقادى ندارد ، زيرا اين مسألهاى اجتهادى است كه صحابه و ديگران در آن اجتهاد كردهاند و از همين رو شمارى از سنّيان بنام يكى از صحابهء والامقام را كافر خواندهاند كه شيعه او را از بزرگان صحابهء پيامبر صلى الله عليه و آله مىشمرد و همه همسخناند اين صحابه در يارى رساندن به پيامبر خدا و دفاع از ايشان و اسلام ، در مهد پيدايش اين
الرد الوجيز على كتاب ' لله ثم للتاريخ '" ( افشاى يك توطئه ) ( فارسى ) " — صفحة 225
مساهمون: الشيخ علي آل محسن
ص٢٢٥