مالك به دمشق درآمدم و او را ديدم كه مىگريد . گفتم : چرا مىگريى ؟
گفت : از آنچه به من رسيده فقط نماز را مىشناسم كه آن نيز تباه شده .
در روايت ديگرى آمده است كه گفته : « از آنچه به روزگار پيامبر صلى الله عليه و آله بوده هيچ نمىدانم . گفتند : نماز را چه ؟ گفت : آيا آن را پاك به تباهى نكشيديد ؟ » ( صحيح بخارى ، ج 1 ، ص 133 ) .
اين احاديث و جز آن دلالت بر اين نكته دارد كه آنها همه چيز دين را تباه كردند بجز - به گفته برخى احاديث - شهادت لااله الّا اللَّه را ، يا به گفته برخى ديگر نماز را ، يا به گفته پارهاى ديگر از احاديث ، اذان را ، يا به گفتهء احاديثى ديگر ، نماز جماعت را .
ما در اين باره در كتاب خود مسائل خلافية در صفحات 154 تا 211 به قدر كفايت سخن گفتهايم ، خوب است از بهر اهميّتى كه دارد بدان مراجعه كنيد .
نويسنده ادّعا مىكند كه شيعيان در هيچ موردى با اهل سنّت سازگارى ندارند . او سخن نعمت اللَّه جزائرى را مىآورد كه : « ما با آنها نه در اعتقاد به خداوند و پيامبر و نه امام على يكى نيستيم ، زيرا آنها مىگويند : آنها خدايى دارند كه محمّد پيامبر او و جانشين پيامبرش ابوبكر است ، در حالى كه ما نه به آن خدا اعتقاد داريم نه به آن پيامبر ، و باور ما چنين است خدايى كه جانشين پيامبر او ابوبكر است خداى ما نيست ، چنانكه آن پيامبر ، پيامبر ما نيست » .
پاسخ وى اين است كه سخن سيد نعمت اللَّه جزائرى قدس سره بسيار روشن است و مقصود او از اين كلام ، نفى خلافت ابوبكر است نه كمتر نه بيشتر
الرد الوجيز على كتاب ' لله ثم للتاريخ '" ( افشاى يك توطئه ) ( فارسى ) " — صفحة 223
مساهمون: الشيخ علي آل محسن
ص٢٢٣