نويسنده ادّعا مىكند : امام صادق ( رض ) فرموده است : « به خدا نه شما به چيزى از اعتقادات آنها اعتقاد داريد و نه آنها به چيزى از اعتقادات شما باور دارند ، پس با آنها به مخالفت برخيزيد كه آنها از دين راست ، هيچ ندارند » .
و فرموده است : به خدا قسم كه خداوند براى هيچ كس در پيروى از غير ما خيرى ننهاده است ، و هر كس موافق ما باشد مخالف دشمن ماست و هر كس ، در گفتار يا كردارى ، موافق دشمن ما باشد از ما نيست و ما نيز از او نيستيم .
پاسخ وى آن است كه اين دو حديث سندى ضعيف دارند ، زيرا در زنجيرهء حديث نخست نام على بن ابىحمزه بطائنى ديده مىشود كه از جلوداران كسانى است كه در امام موسى بن جعفر عليه السلام توقّف كرد و حال و وضع او را پيشتر گفتيم . حديث دوم نيز مُرسَل است و راوى آن از امام صادق عليه السلام شناخته نيست .
با ناديده گرفتن سند اين دو حديث بايد گفت : فرقهء ناجيهء اين امّت يكى بيش نيست ، چنانكه حديث پراكندگى امت به هفتاد و سه فرقه بدان تصريح دارد ، و اين همان فرقهاى است كه پيامبر صلى الله عليه و آله در احاديث صحيح از آن خبر داده است و مىفرمايد : « اى مردم ! من در ميان شما آن به يادگار نهادم كه تا زمانى كه بدان چنگ زنيد گمراه نمىشويد : كتاب خدا و خاندانم ، اهلبيتم » . ( سنن ترمذى ، ج 5 ، ص 622 ؛ سلسلة الاحاديث الصحيحة ، ج 4 ، ص 356 ) .
اگر همهء فرقههاى مسلمان با شيوهء اهل بيت عليهم السلام همسو بودند همگى نجات مىيافتند و ديگر تشويق در پيروى ايشان و چنگ در زدن
الرد الوجيز على كتاب ' لله ثم للتاريخ '" ( افشاى يك توطئه ) ( فارسى ) " — صفحة 221
مساهمون: الشيخ علي آل محسن
ص٢٢١