تحريف قرآن تصريح دارد ، به ويژه آنكه اين كتاب در بردارندهء گفتگوها و ذكر آراء نيز هست و شمار بسيارى از روايات اهل سنّت و آراى علماى ايشان را نيز در خود جاى داده است ؟
به علاوهء آنكه ميرزاى نورى قدس سره روايتها را تكرار كرده است ، يك بار آنها را مسند مىآورد و بار ديگر بدون اسناد از منابع گوناگون بازگو مىكند ، و شيخ محمد جواد بلاغى قدس سره هنگام ردّ اين دسته از روايات بر اين نكته چنين تصريح دارد : اين در حالى است كه محدّث معاصر در كتاب فصل الخطاب در گردآورى رواياتى مىكوشد كه با آن به كاستى قرآن استدلال كند ، و شمار مسندها را با مرسلهايى افزايش مىدهد كه در كتب مختلف از ائمّه عليهم السلام رسيده است ، مانند مرسلهاى عياشى و فرات و ديگران و فرد جستجوگر محقّق يقين مىيابد كه اين مرسلها از آن مسندها گرفته شده ، و در ميان اين روايات كه ذكر كرده ، برخى از آنها احتمال صدقش در ميان نيست و برخى با يكديگر مختلفاند ، چنان كه به منافات و معارضه كشيده مىشود » ( آلاء الرحمن ، ص 26 ) .
در اين هنگام نويسنده سخنان پارهاى از معتقدان به تحريف را مىآورَد . او مىگويد : سيدهاشم بحرانى گفته است : وضوح صحّت اين اعتقاد - يعنى اعتقاد به تحريف قرآن - نزد من پس از كاوش احاديث و آثار بدان جا رسيده كه مىتوان آن را از ضروريات مذهب تشيّع دانست ، و اين از بزرگترين مفاسد غصب خلافت شمرده مىشود . پس درنگى بايد . ( مقدمهء برهان ، فصل چهارم ، ص 49 ) .
پاسخ به نويسنده چنين است كه چگونه صحيح است حكم كنيم كه
الرد الوجيز على كتاب ' لله ثم للتاريخ '" ( افشاى يك توطئه ) ( فارسى ) " — صفحة 205
مساهمون: الشيخ علي آل محسن
ص٢٠٥