راهنمايى مىشود و اسفار تورات را از آنجا برون مىكشد و به وسيلهء آن با يهود محاجّه مىكند و گروهى از يهوديان به دست ايشان اسلام مىآورند » ( العرف الوردى ، ج 2 ، ص 81 ) .
كعب مىگويد : « مهدى را بدين نام ناميدند ، زيرا به اسفارى از اسفار تورات ره مىيابد و آن را از كوههاى شام برون مىكشد و يهود را بدان فرا مىخوانَد و بسيارى در پرتو اين كتابها اسلام مىآورند ، وانگاه از حدود سى هزار تن نام مىبَرد » ( الفتن از نعيم بن حماد ، ص 251 ) .
نويسنده در اين هنگام از قرآن كريم سخن به ميان مىآورَد و ادّعا مىكند كه كتابهاى فقهاى شيعه و سخن همهء مجتهدان ايشان بر اين نكته تصريح دارد كه قرآن تحريف شده است و در ميان همهء كتابهاى آسمانى تنها كتابى است كه دستخوش تحريف شده است .
پاسخ وى اين است كه نسبت دادن اعتقاد به تحريف قرآن به همهء علماى شيعه دروغى رسواست و تنها شمارى از علما قائل به تحريف قرآن هستند نه همهء فقها و همهء مجتهدان ، چنانكه نويسنده ادّعا مىكند .
اين در حالى است كه پندار وى در اينكه علما و مجتهدان شيعى مىگويند : « قرآن تنها كتاب آسمانى است كه دستخوش تحريف شده است » افتراى ديگرى است ، زيرا آنها همه هم سخن اند كه تمامى ديگر كتب آسمانى دستخوش تحريف و خيانت گشتهاند .
در بطلان ادّعاهاى نويسنده همين بس كه وى هيچ يك از دو ادّعا را اثبات نمىكند و نقل قول تحريف از سوى برخى اثبات نمىكند كه همه به اين سخن اعتقاد دارند .
الرد الوجيز على كتاب ' لله ثم للتاريخ '" ( افشاى يك توطئه ) ( فارسى ) " — صفحة 202
مساهمون: الشيخ علي آل محسن
ص٢٠٢