كردهاند كه يهود و نصارى تورات و انجيل را دگرگون كردهاند و ارتزاق با اوراق اين دو كتاب آسمانى را فرع بر اين دگرگونى ساختهاند و اين با آنچه بخارى در اينجا گفته ناسازگارى دارد » ( فتح البارى ، ج 13 ، ص 448 ) .
علاوه بر آن ، اعتقاد به تحريف نشدن تورات در محدودهء الفاظ ، اعتقاد شناخته شدهاى است از ابن تيميه . ابن حجر هنگام سخن پيرامون اختلاف آراء در تحريف تورات و انجيل مىگويد : « چهارم :
تحقّق دگرگونى و تغيير در معانى نه در الفاظ كه در اينجا گفته مىآيد . از ابن تيميه پيرامون صِرف اين مسأله پرسش شد و او در فتاواى خود پاسخ داد كه علما در اين زمينه دو نظر دارند و در نظر دوم ايشان احتجاج مىكند و مىگويد كه تحريف تنها در معانى پديد آمده و دلايل آن بسيار است كه يكى از اين دلايل فرمودهء خداوند است كه : « لا مبدِّلَ لِكَلِماتِه » ( فتح البارى ، ج 13 ، ص 449 ) .
نويسنده ادّعا مىكند محدّث نورى طبرسى در اثبات تحريف قرآن كتاب قطورى نوشته و آن را فصل الخطاب فى اثبات تحريف كتاب رب الارباب ناميده و در آن بيش از دو هزار روايت آورده كه بر تحريف قرآن تصريح دارند و آراى همهء فقها و علماى شيعه را در تصريح به تحريف قرآن يادآور شده است .
پاسخ وى آن است كه كتاب قطورى كه نويسنده از آن ياد مىكند از 375 صفحه با قطع وزيرى ، تجاوز نمىكند . پس چگونه مىشود تصديق كرد اين كتاب در بردارندهء بيش از دو هزار روايت است كه بر
الرد الوجيز على كتاب ' لله ثم للتاريخ '" ( افشاى يك توطئه ) ( فارسى ) " — صفحة 204
مساهمون: الشيخ علي آل محسن
ص٢٠٤