تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الرد الوجيز على كتاب ' لله ثم للتاريخ '" ( افشاى يك توطئه ) ( فارسى ) " — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
خداوند عزّوجل نازل شده نزد ائمّه عليهم السلام بوده و آنها اين كتابها را به رغم اختلاف زبانهاشان مىفهميده‌اند » روايتى را از امام صادق عليه السلام نقل مىكند كه حضرتش عليه السلام انجيل و تورات و زبور را به زبان سريانى قرائت مىكرده است . پاسخ نويسنده چنين است كه اين حديث با همين الفاظ در كتاب كافى و در باب مذكور يافت نمىشود و اين باب تنها دو حديث ضعيف در خود دارد كه در يكى از آن دو نام حسن بن ابراهيم ديده مىشود كه وضعى ناشناخته دارد ، و در ديگرى نام سهل بن زياد و بكر بن صالح « 1 » و محمّد بن سنان ديده مىشود كه هيچ يك مورد وثوق نيستند و وضع سهل و ابن سنان پيشتر گفته آمد . گمان نمىكنم عالمى به حرمت در اختيار داشتن تورات ، انجيل و زبور فتوا دهد ، به ويژه آنكه در اختيار داشتن اين كتب براى احتجاج با پيروان آن باشد ، بل تا آنجا كه ما اطلاع داريم علما نه تنها به جواز در اختيار داشتن تورات و انجيل فتوا داده‌اند ، بلكه در اختيار داشتن كتب ضالّه را نيز جايز مىدانند تا آنها را نقض كنند و با آنها به احتجاج با باورمندان اين كتب برخيزند . اينكه چنين كتابهايى در دسترس اهل‌بيت عليهم السلام است شايد بدين سبب بوده است و در كتب اهل‌سنّت سخنانى رسيده كه به همين نكته گواهى مىدهد . ابو عمرو دانى در سنن خود از ابن شوذب نقل مىكند كه گفته است : « مهدى را بدين نام ناميدند ، زيرا به كوهى از كوههاى شام
هامش
( 1 ) - مراجعه كنيد به : رجال نجاشى ، ج 1 ، ص 270 ؛ رجال ابن غضائرى ، ص 44 ؛ رجال علامهء حلّى ، ص 207