آراء در اين مسأله - از قديم گرفته تا جديد - در مىيابيم كه نظر متأخّران به سبب آنچه گفته آمد به درستى نزديكتر است و هيچ اشكالى ندارد كه چنين ديدگاهى يك يا دو قرن پيش ، پديد آمده باشد و مهم آن است كه با موازين شرعى و دلايل درست همساز باشد .
نويسنده مىگويد : فساد آدمى از دو راه حاصل مىشود : سكس و پول و اين هر دو در سادات « 1 » موجود است . فرج و دبر از طريق متعه و جز آن و پول از طريق خمس و آنچه در ضريحها افكنده مىشود . پس كدام يك از ايشان مىتواند در برابر اين عوامل فريبنده پايدارى كند ، بهويژه هنگامى كه بدانيم برخى از آنها براى فرو نشاندن تمايلات جنسى و مالى اين راه را پيمودهاند ؟ !
پاسخ نويسنده اين است كه اگر وى در حوزهء علميه درس خوانده باشد و چنانكه ادّعا مىكند با علما محشور بوده ، مىدانست كه آنها زاهدترين مردم در اين گونه امور هستند و زهد و تقواى آنها بيش از آن است كه گفته آيد و اگر چنانكه كاتب مىپندارد در مسائل جنسى فرو رفته بودند و به گردآورى مال آز مىورزيدند اين صفت از ايشان شهرت مىيافت وآوازه پيدامىكرد ، زيرا امكان پنهان نگاه داشتن چنين امورى با در نظر گرفتن كثرت علما و پراكندگى ايشان در شهرها وجود ندارد .
اگر از باب همراهى خصم بپذيريم كه علما زنان را متعه مىكردهاند اين ، پس از اثبات آنكه متعه در اسلام رواست و صحابهء بزرگ آن را به
هامش
( 1 ) - مقصود او ظاهراً همان علماست - م .