بهخوبى آن را تقسيم كند ( الوسيلة الى نيل الفضيلة ، ص 148 و 149 ) .
اين به آنچه ما پيرامون آن سخن مىگوييم ارتباطى ندارد ، زيرا ما دربارهء چگونگى دست بردن به سهم امام عليه السلام در زمان غيبت او سخن مىگوييم .
نظر ابن حمزه در دخل و تصرّف در حقّ امام عليه السلام تقسيم آن است ميان فقراى شيعه . او مىگويد : « اگر امام حاضر نباشد ، در اين صورت چند نظر ابراز شده است و نظر صحيح نزد من آن است كه سهم او ميان دوستدارانش كه به حق امام آگاهى دارند و فقير و صالح و درستكارند تقسيم مىگردد » ( وسيله ، ص 148 ) .
و من مىگويم : اين يكى از آرايى است كه شيخ مفيد - در آنچه گفته آمد - مىگفت خمس ميان سادات و شيعيان فقير تقسيم مىشود ، پس اين تحوّل مورد ادّعا در نظريهء خمس كجاست ؟
نويسنده مدّعى است مرحلهء پنجم اين تحوّل يك قرن پيش روى داده است و براساس آن بر فقها جايز است براى برپاداشتن ستونهاى دين و دادن هزينه طلبهء علوم دينى در سهم امام عليه السلام دست برند .
پاسخ او اين است كه توضيح داديم هيچ نصّى در اين مسأله نرسيده است و از همين رو علما در چگونگى دخل و تصرّف در سهم امام با يكديگر اختلاف يافتند و اين پس از هنگامى بود كه نظر مشهور قائل به وجوب پرداخت خمس در زمان غيبت شد .
از پديد آمدن اختلاف آراء ، با درنظر گرفتن اينكه نكتهء مهم ، رسيدن به شكل صحيح مسأله است ، چارهاى نيست ، و ما هنگام ارائهء
الرد الوجيز على كتاب ' لله ثم للتاريخ '" ( افشاى يك توطئه ) ( فارسى ) " — صفحة 182
مساهمون: الشيخ علي آل محسن
ص١٨٢