جاى مىآوردهاند ، نقصى متوجّه ايشان نمىكند .
پس فساد شخص با انجام مستحبّات و امور مباح در شريعت حاصل نمىشود ، بلكه فساد با پيروى از هوى و هوسِ هلاكت بارى پديد مىآيد كه شخص را به حرام و امور مهلك بيفكند و اين به غايت آشكار است .
ترديدى نيست كه شمارى از صحابهء پيامبر صلى الله عليه و آله ثروت و داراييشان فزونى گرفت و زر و سيم و كنيز بسيار گرد آوردند . بخارى در صحيح خود ، جلد 2 ، صفحهء 963 مىآورَد كه همهء دارايى زبير به پنجاه مليون و دويست هزار ( معلوم نيست دينار يا درهم ) مىرسيده و حاكم در مستدرك ، جلد 3 ، صفحهء 369 ذكر مىكند كه چون طلحه مُرد در دستِ گنج دارِ او يك مليون و دويست هزار درهم بود و همهء دارايىِ او سه مليون درهم تخمين زده مىشد ، و نسائى در سنن الكبرى ، جلد 5 ، صفحهء 359 و ابن ابى عاصم در كتاب السنّه ، جلد 2 ، صفحهء 565 به نقل از عايشه آوردهاند كه ثروت ابوبكر در روزگار جاهلى به هزار هزار ( يك مليون ) اوقيه مىرسيده است ، و ابن سعد در طبقات الكبرى ، جلد 3 ، صفحهء 76 آورده كه عثمان به روز كشته شدنش سى مليون درهم و پانصد و پنجاه هزار دينار و هزار شتر در ربذه و داراييهايى به ارزش دويست هزار دينار داشته است ، و ابن كثير در البداية والنهايه ، جلد 7 ، صفحهء 171 مىگويد عبد الرحمان بن عوف از خود چندان طلا به يادگار گذارْد كه آن را با تبر مىشكستند و هزار شتر و صد اسب و سه هزار گوسفند داشت كه در بقيع چريده مىشد ، و با يكى از زنان چهارگانهء خود به يك چهارم ثُمن سازش كرد كه ارزش آن به هشتاد
الرد الوجيز على كتاب ' لله ثم للتاريخ '" ( افشاى يك توطئه ) ( فارسى ) " — صفحة 184
مساهمون: الشيخ علي آل محسن
ص١٨٤