تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الرد الوجيز على كتاب ' لله ثم للتاريخ '" ( افشاى يك توطئه ) ( فارسى ) " — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
امّا اين اتّهام كه نمايندگان آيةاللّه سيستانى بدون آگاهى ايشان خمس را به سرقت مىبرند سخنى است گزاف ، زيرا هر كلام بدون دليل محكوم به بى اعتنايى است ، و اگر هم از باب مماشات خصم بپذيريم كه بعضىازنمايندگان ايشان‌چنين مىكنند آيةاللّه سيستانى بر آنچه آگاهى ندارد محاسبه نخواهد شد و ما بر آن نيستيم كه همه مردم را از خيانت مبرّا كنيم ، زيرا تاريخ به ما مىگويد برخى از نمايندگان امامان عليهم السلام خيانت در امانت كرده‌اند و اموال قلمرو خويش را برداشته‌اند . نويسنده مدعى است آن كس كه ده يك مال مردم مىستاند ( عشّار ) دعايش مستجاب نمىشود چه رسد به آن كه پنج يكِ مال مردم مىگيرد ! آنكه پنج يك مال مردم مىگيرد به طريق اولى دعايش مستجاب نمىگردد . پاسخ وى آن است كه ماليات بگيرِ ده يك ، دعايش مستجاب نمىشود ، زيرا از ياران سلاطين ستم است ، و از مردم به زور و به ناحق براى سلاطين پول مىستانَد ، ولى كسى كه خمس مىگيرد آن را از اهلش و به حق وصول مىكند و به حق در جايگاهش هزينه مىكند ، چنين كسى چگونه مىتواند ملعون باشد ! به همين سبب به كسى كه براى امام عادل زكات گرد مىآورَد عشّار نمىگويند ، اگر چه او ده يك را به عنوان زكات مىستانَد ، ولى او اين پول را بحقّ مىگيرد و به امام عادلى مىسپارَد كه آن را در ميان مستحقّان هزينه مىكند ، و ميان اين دو تفاوتى است آشكار كه بر هيچ كس پوشيده نيست .