معروف در زمانِ شيخ مفيد ( 336 - 413 ق ) بوده كه گفته است :
« گروهى از اصحاب ما دربارهء آن به هنگام غيبت با يكديگر اختلاف يافتهاند و هر دستهاى به اعتقادى گرويده است : گروهى از آنها وجوب كنار گذاشتن آن را به هنگام غيبت امام و رخصتهاى مربوط به آن كه در احاديث پيشين گفته آمد ، منتفى مىدانند . گروهى واجب مىدانند كه خمس دفن شود و اين خبر را تأويل مىكنند كه گفته است :
زمين هنگام ظهور حضرت قائم ، مهدىِ مردمان ، گنجينههاى خود را آشكار مىكند و هرگاه آن امام به پا خاست خداوند سبحان او را بهسوى اين گنجينهها رهنمون مىشود و حضرت گنجينهها را از همه جا بر مىستانَد . بعضى نيز بر اين اعتقادند كه بايد خمس را در راه صلهء رحم ( ذريّه پيامبر ) و تهيدستان شيعه - بر سبيل استحباب - هزينه كرد و من نزديكى اين سخن به صواب را بعيد نمىدانم . بعضى نيز باور چنين دارند كه بايد آن را براى حضرت صاحب الزمان عليه السلام كنار گذاشت و اگر فرد از آن هراسيد كه پيش از ظهور حضرتش بميرد آن را به كسى كه به خرد و ديندارىِ او اعتقاد دارد مىسپارَد كه اگر ظهور حضرت عليه السلام را درك كرد بديشان دهد و گرنه شخص دوم نيز آن را به كسى وصيّت مىكند كه به دو اعتماد دارد و ديندارش مىداند ، و به همين ترتيب تا امام زمان عليه السلام به پا خيزد . اين سخن نزد من از هر آنچه گفته شد روشنتر است ، زيرا خمس حقّى است واجب براى امام غايب كه پيش از غيبتش آن را چنان رسم نكرده كه لزوماً بايد بدان منجر شود ، پس بايد آن را تا بازگشت ايشان حفظ كرد يا اين امكان را يافت كه به ايشان رسانْد ، يا كسى در ميان باشد كه خمس ، به حق به دو منتقل شود .
الرد الوجيز على كتاب ' لله ثم للتاريخ '" ( افشاى يك توطئه ) ( فارسى ) " — صفحة 179
مساهمون: الشيخ علي آل محسن
ص١٧٩