چكيدهء تحوّل در نظريهء خمس
نويسنده مدعى است كه اقوال پيرامون خمس از پنج مرحله گذر كرده است :
مرحله اوّل آن است كه مىگويند : خمس حق امام غايب است و نه فقيه ، نه سيد و نه مجتهد حقّى در آن ندارند و هيچ فتوايى وجود ندارد كه براساس آن خمس را به سادات يا مجتهدان داد ، و اين در روزگار غيبت صغرى بوده و تا يكى دو قرن همچنان بوده است ، و در همين دوران كتب چهارگانهء معروف به صحاح اربعهء اولى پديد آمد كه همگى از ائمّهنقل كردهاند كه پرداخت خمس براى شيعيان بخشوده شده است .
پاسخ به نويسنده چنين است كه سخن او در اينجا با آنچه پيشتر گفته تناقض دارد ، زيرا قبلًا ادّعا كرده بود كه ائمّه عليهم السلام خمس را براى شيعيان بخشيدهاند و در اينجا تصريح مىكند كه خمس حقّ امام غايب عليه السلام است و اين اعتقاد كه خمس از حقوق امام منتظَر عليه السلام مىباشد مستلزم اعتراف ضمنى به عدم معافيت شيعيان از پرداخت آن است ،