بيهقى در سنن خود به نقل از محمد بن على آورده كه گفته است :
« نزد محمد بن كعب قرظى بودم . مردى نزد او آمد و گفت : چه مىگويى پيرامون مردى كه با زنش از عقب نزديكى مىكند ؟ او گفت : اين پيرى است از قبيلهء قريش ، از او پرسش كن . مقصود او عبداللّه بن على بن سائب بود . عبداللّه گفت : اگر چه حلال است ، ولى كارى پليد شمرده مىشود » ( الدرّ المنثور ، ج 1 ، ص 635 - 638 ) .
اينك مىگويم : سيوطى و جز او احاديث بسيارى مىآورند كه بر جواز نزديكى زن از عقب دلالت دارد و همهء اين احاديث از برخى صحابه و تابعين و پيشوايان مذاهب ايشان نقل شده است و آنچه ما نياورديم بيش از آن مقدارى است كه نقل كرديم .
نويسنده پنداشته است كه اين گونه اخبار با نصّ قرآن ناهمسويى دارد ، زيرا خداوند مىفرمايد : « و يَسْأَ لُونَكَ عَنِ الَمحيضِ قُل هُوَ أذى فَاعْتَزِلوا النَّساء فِى الَمحيضِ وَ لا تَقْربُوهُنَّ حَتّى يَطْهُرْنَ » « 1 » ، در حالى كه اگر نزديكى از عقب زنان مباح بود خداوند تنها به دورى از فرج امر مىفرمود و مىگفت : « فاعتزلوا فروجَ النساء فى المحيض » ، ولى از آنجا كه نزديكى از عقب نيز حرام است خداوند به دورى گزيدن از فروج و ادبار به هنگام حيض زنان امر كرد و فرمود : « وَ لا تقربوهُنَّ » .
پاسخ به نويسنده اين است كه براساس اين استدلال ، بهرهگيرى از
هامش
( 1 ) - بقره / 222 ؛ از تو دربارهء عادت ماهانه [ زنان ] مىپرسند ، بگو آن رنجى است ، پس هنگام عادت ماهانه از زنان كنارهگيرى كنيد و به آنان نزديك نشويد تا پاك شوند .