خواهران و دختران فتوا ندادهاند و اگر نويسنده فتوايى را از خُرد و كلان ديده بود آن را در بوق و كُرنا مىنهاد و در همين كتاب - كه با دروغهاى بسيار سياهش كرده - نصّ آن را يادآور مىشد .
دروغ رسواى او اين پندارِ وى است كه ناموس سپارى در ميان همهء ايرانيان انتشار دارد و همين يكى از عواملى است كه به شكست حكومت كنونى ايران منجر شد . من نمىدانم ميان ناموس سپارى و شكست حكومت چه پيوندى است ؟
آيا نويسنده گمان مىكند ناموس سپارى در سياست داخلى يا خارجى حكومت ايران تأثيرى منفى داشته است ؟ !
چنين انديشهء مسخرهاى گواه سطحى نگرىِ نويسنده و ساده لوحى اوست و نمونهاى آشكار است در دست اندازى اين نويسنده به سخنان باطل و دروغ بستن با همهء توان ، اگر چه هيچ كس سخن او را تأييد نكند .
نويسنده مىنويسد : كار در همين جا به پايان نمىرسد ، بلكه آنها لواطه [ به همين شكل آمده است ] با زنان را نيز روا مىدانند و رواياتى را مىآورند كه به ائمّه عليهم السلام نسبت مىدهند . شيخ طوسى به نقل از عبداللّه بن ابى يعفور [ چنين آمده است ] آورده كه مىگويد : « از امام صادق عليه السلام دربارهء مردى پرسش كردم كه از عقب با زنش نزديكى مىكرد . فرمود : اگر زن راضى باشد اشكالى ندارد . عرض كردم : پس چگونه است كه خداوند فرموده است :
« از آن جايى نزديكى كنيد كه خداى فرمان داده » . امام عليه السلام فرمود : اين
الرد الوجيز على كتاب ' لله ثم للتاريخ '" ( افشاى يك توطئه ) ( فارسى ) " — صفحة 133
مساهمون: الشيخ علي آل محسن
ص١٣٣