نيز افزون كنند ؟ يعنى آيا بر ما جايز است پس از سپرى شدن مدّت ، بر مَهر بيفزاييم و زنان نيز بر مدّت بيفزايند ، و امام عليه السلام به او فرمود : چه بهتر از اين !
نتيجه آنكه اين حديث آشكارا دلالت بر حلّيت نكاح متعه دارد - كه پيشتر توضيح داديم - و بر حرمت آن - چنانكه نويسنده مىخواهد به خواننده القا كند - دلالت ندارد .
نويسنده در حرمت متعه چنين استدلال مىكند كه هيچ گاه نقل نشده فردى زنى از زنان اهلبيت عليهم السلام را متعه كرده باشد ، در حالى كه اگر اين كار حلال بود به يقين زنان اهلبيت اين كار را مىكردند . مؤيّد اين سخن آن است كه عبداللّه بن عمير به امام باقر عليه السلام عرض كرد : « آيا تو را خوش مىآيد زنان و دختران و خواهران و عموزادگانت متعه شوند ؟
و حضرت عليه السلام هنگام بردنِ نام زنان و دختران عمويش از او روى گرداند » ( فروع كافى ، ج 2 ، ص 42 ) .
پاسخ نويسنده چنين است كه حلّيت متعه و ديگر امور حلال با نصوص صحيح دانسته مىشود ، و شرط آن ، اين نيست كه پيامبر صلى الله عليه و آله بدان بپردازد يا زنى از اهلبيت عليهم السلام آن را انجام دهد - چنانكه پيشتر گفتيم - و در بيشتر احكام شريعت دليلى ديده نمىشود كه پيامبر صلى الله عليه و آله آن را انجام داده است و به همين سبب اهلسنّت اجماع دارند كه پيامبر صلى الله عليه و آله نكاح متعه را مباح دانسته وآنگاه حرامش كرده است ، ولى هرگز روايت نكردهاند كه ايشان به هنگام حليّت متعه ، زنى را متعه كرده باشد ، و تنها اين كار را از سوى پارهاى صحابه نقل كردهاند .
الرد الوجيز على كتاب ' لله ثم للتاريخ '" ( افشاى يك توطئه ) ( فارسى ) " — صفحة 127
مساهمون: الشيخ علي آل محسن
ص١٢٧