صادق نبوده است .
كلينى - عليه الرحمة - به سند خود از عمّار آورده است كه گفته :
امام صادق عليه السلام به من و سليمان بن خالد فرمود : « مادام كه در مدينه هستيد من از سوى خود متعه را بر شما دو تن حرام كردم ، زيرا بسيار نزد من مىآييد و هراس من از آن است كه گرفتار آييد و بگويند : اينها ياران جعفر هستند » ( كافى ، ج 5 ، ص 467 ) .
روايت ، دلالت روشن دارد كه امام عليه السلام از سوى خود متعه را بر آن دو حرام كرد - يعنى متعه را از سوى شخص خود بر آن دو نفر حرام شمرد - زيرا آن دو از شيعيان حضرت عليه السلام بودند و بسيار به ديدار ايشان مىرفتند و امام عليه السلام از آن هراسيد كه دستگير و مجازات شوند و بدنامى دامن حضرت عليه السلام را بگيرد كه ياران حضرت عليه السلام - به گمان خود - مرتكب محرّمات مىشوند و از همين رو آن دو را مادامى كه در مدينه هستند از اين كار بازداشت .
بدين سان روشن مىشود كه اين روايت - بر خلاف آنچه نويسنده گفته - بر حليت متعه دلالت دارد نه بر حرمت آن ، زيرا ياران امام عليه السلام با آگاهى امام بدان مىپرداختهاند و امام عليه السلام اين دو مرد را مادام كه در مدينه هستند از اين كار باز داشت تا از پيش آمدن پارهاى گرفتاريها در امان بمانند .
بگذريم كه روايت سندى ضعيف دارد ، زيرا در سند آن نام سهل بن زياد آمده كه وضع او بيان شد ، نيز نام حكم بن مسكين در زنجيرهء سند ديده مىشود كه وضعى مجهول دارد و در كتب رجالى موثّق شناخته نشده است .
الرد الوجيز على كتاب ' لله ثم للتاريخ '" ( افشاى يك توطئه ) ( فارسى ) " — صفحة 124
مساهمون: الشيخ علي آل محسن
ص١٢٤