روايت كرده است كه فرمود : « در ميان ما تنها زنان فاسق به متعه رو مىآورند » .
شايد نيز مقصود از آلوده شدن مرد بدان از نظر بدنامى ، نكوهش يا پاسخ و پرسشى بوده كه در پى آن پيش مىآمده است .
شگفتى دربارهء آن كس از ميان نمىرود كه چنين خدشه هايى را به متعه وارد مىكند يا آن را زنا تلقّى مىكند ، يا خدشههايى را وارد مىسازد كه لازمهء آن خدشه به اصل تشريع آن مىباشد كه مسألهاى اجماعى است و حتّى به مشرِّع آن كه خداوند سبحان است خدشه وارد مىكند ، زيرا لازمهء توصيف نكاح متعه به زنا آن است كه بر خداوند سبحان رواست كه فسق و فجورى را براى مردمان روا شمرد كه سرشت و آبروى ايشان را آلوده مىسازد ، چنانكه لازمهء آن اين خواهد بود كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نيز هر از گاه رخصت پارهاى كارهاى پليد را به مسلمانان دهد كه هر مؤمن غيورى از پذيرش آن سرباز مىزند .
نويسنده گمان برده است كه امام صادق عليه السلام به تحريم متعه تصريح كرده است و به عمار و سليمان بن خالد فرموده : « متعه بر شما دو نفر حرام است » ( فروع كافى ، ج ، 2 ، ص 48 ) .
پاسخ وى آن است كه نويسنده بخش زيرين روايت را نياورده و پارهاى از واژههاى آن را تحريف كرده است ، و بدين سان روايت حاكى از تحريم متعه مىباشد در حالى كه چنين نيست . اينك متن روايت را مىآوريم تا خواننده دريابد نويسنده در نقل روايات با مخاطبان خود
الرد الوجيز على كتاب ' لله ثم للتاريخ '" ( افشاى يك توطئه ) ( فارسى ) " — صفحة 123
مساهمون: الشيخ علي آل محسن
ص١٢٣