تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الرد الوجيز على كتاب ' لله ثم للتاريخ '" ( افشاى يك توطئه ) ( فارسى ) " — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
نكاح متعه در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله نيز حلال بود ، امّا امثال اين محذورات از آن لازم نيامد ؟ آيا اين محذورات در زمان رسول خدا صلى الله عليه و آله پيش آمده يا پس از آن ؟ اگر در زمان رسول اكرم پيش آمده ، حكايت از آن دارد كه مانعى در سر راه حليّت نكاح متعه وجود ندارد و اگر پس از زمان ايشان پديد آمده خود گوياى آن است كه رفتارهاى خطا خارج از اصل تشريع نكاح متعه است و به اصل نكاح زيانى وارد نمىسازد و اقتضاى حرمت آن را ندارد . نويسنده پنداشته است از مفاسد متعه يكى نيز آن است كه دختران باكره بدون آگاهى پدرشان متعه مىشوند و پدرشان از آنها در امان نيستند و ناگاه پدر در مىيابد كه دخترش باردار است بى آنكه بداند از چه كسى ؟ پاسخ به نويسنده آن است كه حليّت نكاح متعه مستلزم صحّت آن بدون اجازهء ولىّ نيست ، چنان‌كه حليّت نكاح دائم مستلزم صحّت اين نكاح بدون اجازهء ولّىِ دختر باكره نخواهد بود ، و از همين رو اخبار رسيده از امامان هدايت عليهم السلام به ضرورت اجازهء ولىّ دختر بكر در ازدواج تأكيد دارد . يكى از اين روايات ، صحيحهء بزنطى از امام رضا عليه السلام است : « باكره متعه نمىشود مگر با اجازهء ولىّ خود » ( وسائل الشيعه ، ج 14 ، ص 458 ) . ديگرى ، صحيحهء ابو مريم است از امام صادق عليه السلام كه فرموده است : « باكره‌اى كه پدر دارد جز با اجازهء پدرش شوهر نمىكند » ( همان ، ج 14 ، ص 459 ) .