تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الرد الوجيز على كتاب ' لله ثم للتاريخ '" ( افشاى يك توطئه ) ( فارسى ) " — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
راه را پيموده است ناهمسوست . اين پندار ، همان گونه كه روشن است ، مصادره به مطلوب مىباشد ، زيرا ابتدا او بايد ثابت كند كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و اميرالمؤمنين عليه السلام متعه را حرام كرده‌اند و اين دليل آشكارى است بر آنكه نويسنده از روح استدلال صحيح و استنباط براساس قوانين ثابت دور است . نويسنده در حرمت متعه چنين استدلال مىكند كه از هيچ يك از امامان عليهم السلام روايت ترديد ناپذيرى نرسيده است كه يك بار متعه كرده يا در حليّت متعه سخنى گفته باشد . پاسخ نويسنده چنين است كه احاديث رسيده از امامان اهل‌بيت عليهم السلام كه دلالت بر حليّت نكاح متعه دارد به حدّ تواتر رسيده است ، و اين را پيشتر ياد آور شديم . يكى از اين روايات صحيحهء هشام بن سالم از امام صادق عليه السلام است كه فرموده : « مستحب است مرد متعه كند و من دوست ندارم مردى از شما پيش از متعه - اگر چه براى يك بار - جهان را بدرود گويد » ( وسائل الشيعه ، ج 14 ، ص 443 ) . يكى ديگر از اين احاديث ، صحيحهء ابو بصير است كه مىگويد : از امام باقر عليه السلام پيرامون متعهء زنان پرسيدم . فرمود : حلال است و مَهر او مىتواند يك درهم يا بيشتر باشد » ( كافى ، ج 5 ، ص 457 ؛ وسائل الشيعه ، ج 14 ، ص 470 ) . اخبار صحيح در اين باره بسيار است و نيازى نيست همهء آنها را برشمريم و تمامى آنها را باز گوييم .