شيخ عراقي ( قده ) گفته است :
محب ومحبوب « 99 » را يك دايره فرض كن كه آن را خطى به دو نيم كند ، كه بر شكل دو كمان ظاهر شود . اگر اين خط كه مىنمايد كه هست ونيست « 100 »
وقت منازله از ميان طرح افتد « 101 » دايره چنان كه هست يكى نمايد ؛ سرّ « قاب قوسين » « 102 » پيدا آيد .
گر بخوانى تو اين خط موهوم * بشناسى حدوث را ز قدم « 103 »
« نور » سيزدهم از مصابيح « مشكاة » دوم در تأكيد اين أصل است كه در خطابات إلهية ومأثورات نبويه وولويه جهت تنزيه حق مراعاة شده است ؛ لذا
هامش
« 99 » ممكن وواجب
« 100 » يعنى نمود است نه بود ؛ وبود ووجود حق طلق است .
« 101 » يعنى از نظر شهود سالك محو گردد ؛ ولى هرگز عين ثابت ممكن وتعين از جود متنزل محو نگردد .
« 102 » وأو أدنى .
« 103 » لمعات ، فخر الدين عراقي ، از انتشارات خانقاه نعمت اللهى ، ص 27 .