( 4 ) در اين گيرودار ، پوكستس « 1 » ، يكى از هيپاس پيستها « 2 » ، از نردبانى ديگر بالا رفت و نخستين كسى بود كه شاه را با سپرش دربرگرفت . چندين تن ديگر پس از او حضور يافتند و بربرها را هراساندند و اينچنين ، اسكندر را نجات بخشيدند . شهر با يورش تصرف شد و مقدونيان آن را مملو از اجساد كشتگان كردند : بر اثر خشمى كه از سرنوشت شاه بر آنان عارض گشت ، هر كسى را كه مىديدند از دم تيغ مىگذراندند .
( 5 ) شاه به مدّت چندين روز ، سرگرم مداواى خويش بود . بارى ، يونانيانى كه در باكتريان و سغديان مستقر شده بودند ، مدت زمان زيادى زندگى را در سرزمينهاى بربر با رنج و دشوارى تحمل مىكردند « 3 » . وقتى اين شايعه نزد آنها پخش شد كه شاه بر اثر جراحات مرده است ، آنها عليه مقدونيان شورش كردند « 4 » .
( 6 ) حدود 3 هزار تن از ميانشان گردهم آمده و با برتافتن رنج و تعبهاى بسيار ، به ميهن خويش بازگشتند . مقدونيان ، آنان را پس از مرگ اسكندر ، از دم تيغ گذراندند .
100 .
( 1 ) اسكندر پس از بهبود زخمش ، براى سپاسگزارى از خدايان قربانىهايى كرد و دوستانش را به ضيافتى بزرگ دعوت كرد . در طى ضيافت « 5 » ، واقعهى منحصر به فردى روى داد كه ارزش دارد كه روايت شود .
( 2 ) در واقع بين دوستان شاه ، يك نفر مقدونى به نام كوراگوس « 6 » حضور
هامش
روايتهاى بىشمارى از آن به دست دادهاند . برخى براين عقيدهاند كه اسكندر تنها به درون بارو جست زد ؛ برخى ديگر بيان مىدارند كه دو يا سه نگهبان شاهى او را همراهى مىكردند . دربارهى شمار جراحتهاى وارده بر اسكندر نيز اختلاف است .
( 1 ) .Peukestes( 2 ) .Hypaspistes( 3 ) . ر . ك به : ديودور ( 18 ، 7 ، 1 )
( 4 ) . دربارهى شورش يونانيان ساكن در باكتريان و سغديان ؛ ن . ك به : كنت كورث ( 9 ، 7 ، 1 - 11 )
( 5 ) . اين ضيافت به افتخار نمايندگان مالينها و اوكسى دراكها برپا گرديد ؛ ر . ك به : كنت كورث ( 9 ، 7 ، 14 ) ؛ آريان ( 6 ، 14 ، 1 )
( 6 ) .( Koragos )؛ كنت كورث از اين مقدونيايى با نام هوراتاس( Horratas )ياد مىكند . ر . ك به :Drizet , Bull . corr . Hell . ( 1922 ) , p . 50؛ اين فرد چندان شناخته شده نيست .