تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتابخانه تاريخى ( سرزمين ميان‌رودان "بين النهرين" ، حكومت مادها ، آشور ) ( فارسي ) — صفحة 773

مساهمون:

ص٧٧٣
( 8 ) ديوخى پوس پس از آن‌كه او را بر زمين كوفت ، پاى بر گردن كوراگوس نهاده ، گرزش را بلند كرده ، بر تماشاگران نظر افكند .

101 .

( 1 ) جمعيت در برابر اين منظره‌ى شگفت‌انگيز و شجاعت خارج از حد معمول فرياد برآورد . شاه دستور داد كه ديوخى پوس از خون شكست‌خورده درگذرد و به نمايش پايان داد . آنگاه خشمگين از شكست مقدونى ، آن‌جا را ترك كرد . ( 2 ) ديوخى پوس ، پس از آن‌كه اين‌چنين از خون رقيب زمين‌خورده ، درگذشت و پيروزى درخشانى به دست آورد ، از سوى هم‌وطنانش ، به‌خاطر كسب افتخار براى يونانيان - كه جملگى اين افتخار را از آن خود مىدانستند - تحسين و ستايش شد ؛ آنگاه راه خود را گرفت و رفت . با اين حال ، تقدير اجازه نداد مرد ما ، براى مدّت زيادى ، از پيروزى بر خود ببالد . ( 3 ) در واقع ، شاه از اين پس همواره از او دل‌چركين بود « 1 » . دوستان اسكندر و تمامى هواداران مقدونيان ، مهتر سراى شاهى را متقاعد كردند كه جام زرينى را زير بالش ديوخى پوس مخفى كند . آن‌ها ، هنگام برگزارى جشن بعدى ، ديوخى پوس را به دزدى متهم و وانمود كردند كه جام را پيدا كرده‌اند و اين‌چنين او را آكنده از شرم ساخته ، آبرويش را بردند . ( 4 ) ديوخى پوس با مشاهده‌ى اين كه مقدونيان عليه او هم‌دست شده‌اند ، جشن را ترك گفت . آنگاه به قرارگاهش بازگشت و نامه‌اى به اسكندر ، راجع به توطئه‌اى كه قربانى آن شده است ، نوشت و پس از آن‌كه به مردانش سفارش كرد كه آن را به شاه دهند ، خودكشى كرد . وى با پذيرفتن مبارزه ، بىفكرىاش را نشان داده بود ، امّا مرگش نابخردانه‌تر مىنمود . ( 5 ) از اين‌رو ، بسيارى از منتقدين‌اش ، بىعقلىاش را نكوهش كرده ، مىگفتند مايه‌ى تأسف است كه آدمى ، از نيروى جسمانى زياد و قدرت ادراك كمى برخوردار باشد .
هامش
( 1 ) . ر . ك به : كنت كورث ( 9 ، 7 ، 23 - 26 )
كتابخانه تاريخى ( سرزمين ميان‌رودان "بين النهرين" ، حكومت مادها ، آشور ) ( فارسي ) — صفحة 773 | ديودور سيسيلى / حميد بيكس / اسماعيل سنگارى