( 2 ) با وجود اين ، براى جنگيدن ، با هم به توافق نرسيدند . در واقع ، اختلافهاى تازهاى دربارهى فرماندهى ارشد بروز كرد و آنها به شهرهاى همجوار عقبنشينى كردند . « 1 »
اسكندر به نخستين شهر نزديك شد و گمان مىكرد كه در نخستين يورش آن را تسخير خواهد كرد .
( 3 ) در همين زمان ، هاتفى به نام دموفون « 2 » به ديدارش آمد و اظهار كرد كه نشانههايى به شاه خبر مىدهند كه در حين محاصره ، جراحتى خواهد برداشت و خطر بزرگى او را تهديد خواهد كرد . « 3 » براى همين از اسكندر خواست در حال حاضر اين شهر را رها كرده و به عمليات ديگرى بپردازد .
( 4 ) امّا شاه او را نكوهش كرد ، زيرا روحيهى جنگجويان را خراب مىكرد و پس از آنكه ادوات محاصره را روبراه كرد ، شخصا نيروهايش را به سوى شهرى كه مىخواست با يورش ، آن را به تصرف خويش درآورد ، هدايت كرد .
امّا چون ادواتى كه مهندسان ساخته بودند خيلى كند حركت مىكرد ، او خود نخستين كسى بود كه دروازهى مخفى ارگ را درهم شكست و به شهر درآمد . تعداد زيادى از حريفان را هلاك كرد و ديگران را ، پس از فرارى دادن تا درون ارگ تعقيب كرد . « 4 »
( 5 ) وقتى كه مقدونيان سرگرم جنگ بر باروها بودند ، او نردبانى گرفت و آن را بر ديوار ارگ تكيه داد ، سپر سبكش را بر سر نهاد و از نردبان بالا رفت ! حركتش چنان سريع بود كه سربازان بربر را غافلگير كرد و خيلى سريع بر بارو گام نهاد . « 5 »
( 6 ) هنديان جرئت نزديك شدن نداشتند و از دور ، تيرها و زوبينها را پرتاب
هامش
( 1 ) . ر . ك به : كنت كورث ( 9 ، 4 ، 24 - 25 ) مىگويد كه دو قبيله ، يك سودراكى را به منزلهى فرمانده جنگ برگزيدند . همچنين ن . ك به : آريان ( 6 ، 11 ، 3 )
( 2 ) .Demophon( 3 ) . ر . ك به : كنت كورث ( 9 ، 4 ، 27 - 29 )
( 4 ) . ر . ك به : آريان ( 6 ، 9 ، 2 )
( 5 ) . ر . ك . به : كنت كورث ( 9 ، 4 ، 30 - 32 ) ؛ ژوستن ( 12 ، 9 ) ؛ پلوتارك ( اسكندر ، 73 ، 2 - 3 ) ؛ آريان ( 6 ، 9 ، 3 )