همچون دوستى ، او را پذيرا شدند از اين مردم سپاسگزارى كرد و پاداشهايى كه مناسب مىپنداشت ، به آنها بخشيد . « 1 »
چون همسايگان مجاورشان ( آنها را گدروزيان « 2 » مىنامند ) همين رفتار را پيشه كردند ، اسكندر با آنها نيز به نيكى برخورد كرد « 3 » . از ديگر سوى ، حكومت بر مردم اين دو سرزمين را به تيرىداتس واگذارد . « 4 »
( 3 ) وقتى سرگرم اين موضوع بود به وى خبر دادند كه ساتى برزنس همراه سپاه قدرتمندى از سوارهنظام ، از باكتريان به اريه بازگشته و اهالى را عليه اسكندر شورانده است « 5 » . با اين خبر ، شاه بخشى از سپاه را تحت فرماندهى اريگيوس « 6 » و استاسانور « 7 » ، به سويش گسيل داشت « 8 » ؛ خويشتن ظرف چند روز ، آراخوزى « 9 » را مطيع و وادار به اطاعت كرد . « 10 »
هامش
( 1 ) . ر . ك به : كنت كورث ( 7 ، 3 ، 3 )
( 2 ) .( Gedrosiens )؛ ساكنين گدروزى( Gedrosie )كه در همسايگى آرياسپيان به سر مىبردند . گدروزى تقريبا با بلوچستان كنونى قابل تطبيق است .
( 3 ) . ر . ك به : آريان ( 3 ، 28 ، 1 ) . گدروزىها ، بلوچستان امروزى را در اشغال خويش داشتند . در اينجا منظور گدروزىهاى غربى ( بلوچستان ايران ) مىباشد . اسكندر اين نمايندگان را به هنگام اقامت نزد اورژتها ، به حضور پذيرفت .
( 4 ) . تريداتس ، بىگمان ، فرورارك پيشين پرسپوليس است . بر پايهى نظر آريان ( 3 ، 27 ، 5 ) اسكندر به آرياسپها ، پس از آنكه سرزمينشان را وسيعتر كرد ( شايد با الحاق بخشى از گدروزى ) ، خودمختارى داد .
كنت كورث ( 7 ، 3 ، 4 ) اشاره مىكند كه اسكندر ، آمنيدس - يكى از دبيران داريوش - را به فرماندهى آرياسپها منصوب كرد .
( 5 ) . ر . ك به : كنت كورث ( 7 ، 3 ، 2 ) ؛ آريان ( 3 ، 28 ، 2 )
( 6 ) .Erigyios( 7 ) .Stasanor( 8 ) . ر . ك به : كنت كورث ( 7 ، 3 ، 2 ) ؛ آريان ( 3 ، 28 ، 2 )
( 9 ) .( Arachosie )؛ آراخوسيا از شرقىترين ايالتهاى امپراتورى هخامنشى كه تقريبا مطابق قسمت جنوبى افغانستان كنونى بوده است . در مآخذ اسلامى با نام « رخج » از آن ياد شده است . اين سرزمين از شمال به هندوكوش ، از شرق به رود سند ، از غرب به درانگيانا ( زرك ) و از جنوب به گدروزيا ( گدروسيا ) محدود بود و كوتاهترين مسير از ايران به هند به شمار مىرفت .
( 10 ) . ر . ك به : كنت كورث ( 7 ، 3 ، 4 ) ؛ آريان ( 3 ، 28 ، 1 )