83 .
( 1 ) پس از آن ، وقتى به نزديكى قفقاز « 1 » - كه برخى آن را پاروپانيزوس « 2 » مىنامند - رسيد ، اردويش را برپا كرد « 3 » . « 4 » در طى شانزده روز ، از پهناى كوه عبور كرد « 5 » و در سمت شاخهى رودى كه به ماد سرازير مىشود ، شهرى به نام اسكندريه بنا كرد . در وسط قفقاز صخرهاى وجود دارد كه محيط آن 10 و بلنداى آن 4 استاد است . اهالى در آنجا غار پرومته « 6 » ، آشيانهى عقابى كه ذكر آن در افسانه آمده است و جاى زنجيرها را نشان دادند .
( 2 ) اسكندر ، در فاصلهى يك روز راهپيمايى از اسكندريه شهر ديگرى نيز بنا كرد . وى در اين شهرها ، 7 هزار بربر ، سه هزار غيرنظامى كه سپاه را همراهى مىكردند ، همچنين تمامى مزدوران داوطلب را اسكان داد .
( 3 ) امّا همين كه فهميد بسوس ، تاج پادشاهى بر سر نهاده و سپاهى گردهم آورده است ، همراه سپاه به سوى باكتريان پيشروى كرد . چنين بود وضع امور اسكندر .
( 4 ) سردارانى كه به آريه فرستاده شده بودند « 7 » ، شورشيانى را كه سپاه مهمى
هامش
( 1 ) .Caucase( 2 ) .Paropanisos( 3 ) . ر . ك به : كنت كورث ( 7 ، 3 ، 19 ) ؛ استرابون ( 15 ، 2 ، 10 )
( 4 ) . ر . ك به : كنت كورث ( 7 ، 3 ، 19 )
( 5 ) . از طريق گردنهى خاوك( Khavak )؛ ر . ك به :A . Foucher , op . cit . , pp . 20 - 40 - 203كنت كورث ( 7 ، 3 ، 21 ) مدّت عبور را 17 روز و استرابون ( 15 ، 2 ، 10 ) ، 15 روز مىآورد .
( 6 ) .( Promethee )؛ پسر عم زئوس . پرومته را آفريدگار انسانهاى اوليه دانستهاند و عقيده داشتند كه او انسان را از خاك رس سخت ساخت ، ولى در تئوگونى ( منسوب به هزيود ) به اين مطلب اشارهاى نشده و فقط او را خيرخواه بشر محسوب داشته ، نه آفريدگار او . پرومته در جشنى به نفع بشر ، زئوس را فريفت و از آنجا كه زئوس براى تنبيه بشر تصميم گرفته بود آتش را از بشر محروم كند ، وى باز هم به يارى بشر شتافت و آتش را ربوده ، براى بشر به ارمغان آورد . زئوس ، پرومته را تنبيه سختى كرد ؛ او را با زنجيرهاى پولادين در قفقاز زندانى ساخت و عقابى را مأمور كرد تا جگر او را كه دائم به حال اوّليه بازمىگشت پاره كند و ببلعد .
عاقبت هراكلس با كشتن عقاب ، پرومته را از اين عذاب نجات بخشيد . پرومته قدرت پيشگويى نيز داشت و همو بود كه به پسر خود - دوكاليون - راه نجات از طوفان را كه زئوس براى فناى نسل بشر پيشبينى كرده بود ، ياد داد . ( براى اطلاع بيشتر ر . ك به : ماركيش ، سيمون ، اساطير از ديدگاه علمى ، ترجمهى احمد بيانى ، نشر چهر ، تبريز ، چاپ دوّم 1337 ؛ سرگذشت افسانهاى پرومته در آن به تفصيل شرح داده شده است . )
( 7 ) . ر . ك به : كنت كورث ( 7 ، 3 ، 32 - 38 ) ؛ آريان ( 3 ، 28 ، 2 - 3 )