( 5 ) سراسر اين سرزمين نه سرسبزى را در پيش چشم نمايان مىسازد و نه كشتزارى را ، بلكه سفيدى خيرهكنندهى برف و يخى به چشم مىخورد كه در آنجا منجمد شده است . نه پرندهاى در آنجا آشيان مىگزيند و نه جانورى وحشى از آنجا مىگذرد : تمامى نواحى اين سرزمين نامناسب و دستيابى بدانها به دشوارى ممكن است ! « 1 »
( 6 ) با وجود اين ، بهرغم تمامى موانعى كه سپاه با آنها مواجه شد ، جسارت و استقامتى كه مقدونيان با آن خوى گرفته بودند ، موجب شد كه شاه دشوارىهاى منطقه را پشت سر نهد .
( 7 ) راست است كه بسيارى از سربازان و غيرنظاميانى كه سپاه را همراهى مىكردند و از تابوتوان افتاده بودند ، به حال خود وانهاده شدند « 2 » . درخشندگى برف و شدت انعكاس نور آن ، برخى را از بينايى محروم كرد . « 3 »
( 8 ) از دور ، چيزى به وضوح تشخيص داده نمىشد ، اما تنها دود ، دهكدهها را نمايان مىساخت و موجب شد مقدونيان ، همين كه به آن نزديكىها رسيدند ، دريابند اهالى در كجا مىزيند . بدينسان دهكدهها تسخير و فراوانى غنايم ، موجب شد سربازان دشوارى و مرارتها را از تن به در كنند « 4 » ، به گونهاى كه شاه خيلى زود اهالى را مطيع ساخت .
هامش
( 1 ) . ر . ك به : كنت كورث ( 7 ، 3 ، 11 )
( 2 ) . ر . ك به : كنت كورث ( 7 ، 3 ، 12 - 17 ) . آريان ( 3 ، 28 ، 1 ) اشاره مختصرى به آن كرده است ؛ استرابون ( 15 ، 2 ، 10 ) ؛ ژوستن ( 12 ، 5 ) . همچنين ن . ك به : پلوتارك ( اسكندر ، 2 ، 9 ، 34 )
( 3 ) . ر . ك به : ديودور ( 14 ، 28 ، 4 ) ؛ گزنفون ( آناباسيس ، 4 ، 5 ، 25 )
- بسيارى از مسافران به التهاب چشم در انعكاس نور اشاره كردهاند . براى مثال ن . ك . به :Sungyun ( 518 ap . j . - c . ) , ed . S . Beal , Buddhistrecordso fthewesternworld I . p . XcIII : « The snowissobrillant thatitdazzlesthe sight ; menhavetocoverth eireyes , ofwouldbeblinded by it » .( 4 ) . ر . ك به : استرابون ( 15 ، 2 ، 9 ) ؛ دربارهى معناى « غنايم » ؛ ن . ك به : پوليب ( 2 ، 11 ، 14 ) و تفسيرى كه والبانك -Walbank- ارائه مىدهد . همچنين ر . ك به :W . K . Pritchett , Ancientgreekmili tarypractices ( 1971 ) , pp . 57 - 58و ديودور ( 13 ، 34 ، 5 ) .