انكار كرد : شاه تصميم در اين باره را به مقدونيان واگذارد « 1 » .
80 .
( 1 ) چندين سخنرانى ايراد شد « 2 » . آنگاه مقدونيان ، فيلوتاس و همدستانش را به مرگ محكوم كردند . « 3 » بين اينان ، پارمنيون - كه نخستين دوست شاه قلمداد مىشد - نيز ديده مىشد : اگرچه وى در اين زمان حضور نداشت ، امّا گمان كردند كه او ، اين توطئه را از طريق پسرش فيلوتاس ، درانداخته است « 4 » .
( 2 ) فيلوتاس ، زير شكنجه اقرار به درانداختن توطئه كرد : براساس رسم مقدونيان ، وى همراه ساير محكومين اعدام شد « 5 » .
اسكندر لنسستى به همين سرنوشت دچار شد . او كه به توطئه عليه شاه متهم شده بود ، سه سال در زندان نگهداشته شد ، زيرا خويشاوندىاش با آنتىپاتروس ، مجازاتش را به تعويق انداخته بود . در اين زمان براى قضاوت در برابر مقدونيان قرار گرفت : حرفى براى دفاع از خويش نيافت و اعدام شد .
( 3 ) اسكندر با فرستادن مأموران مخفى ، سوار بر شتران يك كوهانه ، پيش از آنكه خبر مجازات فيلوتاس به پدرش پارمنيون - كه پيش از اين ، حكومت ماد را دريافت كرده و خزانهى شاهى اكباتان با موجودى بالغ بر 180 هزار تالان را در اختيار گرفته بود - برسد او را به قتل رساند . « 6 »
هامش
( 1 ) . ديودور با اشارهاى گذرا به موضوع از آن گذشته است . ن . ك به : كنت كورث ( 6 ، 8 ، 1 ) . - كنت كورث به نوموس مقدونيايى كه دادرسى در امور مهم را برعهده داشت ، اشاره مىكند . براساس آنچه كه كنت كورث ( 6 ، 8 ، 25 ) اشاره مىكند ( هايديك -Heidicke- به شرح دگربار آن پرداخته است ) دستور از جانب شاه صادر شد ؛ امّا حكم از جانب مجمع مقدونيان اعلام شد . ر . ك به :F . Granier , DieMakedonischHe eresversammlung ( 1931 ) , pp . 41 - 45 ; A . Aymard , Surl'Assemblee macedonienne , Rev . Et . Anc . 52 ( 1950 ) , p . 127( 2 ) . ر . ك به : كنت كورث ( 6 ، 9 ، 1 )
( 3 ) . بر پايهى نظر كنت كورث ( 6 ، 8 ، 23 ) آنها بيش از 6000 تن نبودند .
( 4 ) . آريان و كنت كورث از محكوميت پارمنيون سخنى به ميان نمىآورند .
( 5 ) . آريان ( 3 ، 26 ، 3 ) خاطرنشان مىكند كه فيلوتاس و ديگر محكومان با پرتاب نيزه از پاى درآمدند .
( 6 ) . قانونى مقدونى كه كنت كورث ( 6 ، 11 ، 20 ) نيز بدان اشاره كرده است ، اعدام پدر و مادر مجرم را مجاز مىساخت . امّا كنت كورث نمىگويد كه اسكندر براى توجيه قتل پارمنيون ، به اين قانون استناد كرده است ؛ آنچنانكه س . آ . رابينسون در مقالهى « اسكندر كبير و پارمنيون » اشاره مىكند ، پارمنيون ( كه نيمى از -