( 4 ) اسكندر از ديگر سوى ، تفكيكى بين مقدونيان اعمال كرد : او كسانى را كه عليهاش سخنان خصمانهاى مىگفتند ، آنهايى كه مرگ پارمنيون موجب خشمشان شده بود و افزون براين ، آنهايى كه در نامههاى ارسالى به مقدونيه مطالبى مخالف ميل شاه نوشته بودند ، در يگان واحدى جمع كرد و آن را « گروهان آشوبگر » ناميد . او نمىخواست كه صراحت بىجان زبان اينان ، باقى سپاه « 1 » مقدونى را تباه كند .
81 .
( 1 ) پس از پايان اين موضوع ، اسكندر همينكه اوضاع در درانگيان را سروسامان داد ، اردوى خويش را جمع كرد و همراه سپاهش ، به سوى مردمى كه پيشتر آرياسپيان « 2 » ناميده مىشدند « 3 » و حال به دليل ذيل ، « نيكوكاران » نام داشتند ، لشكركشى كرد : در طى يك لشكركشى ، كوروش - همانى كه حاكميت مادها را به پارسيان منتقل كرد - در قلب سرزمينى بيابانى تنها ماند و فقدان كامل آذوقه ، بزرگترين خطرات را برايش به همراه آورد ، زيرا فقدان مواد غذايى موجب شد كه سربازانش همديگر را بدرند . اما آرياسپيان كاروانى از سى هزار گارى حامل غلات برايش فرستادند « 4 » . كوروش كه ، بر خلاف انتظار ، نجات يافته بود اين مردمان را از خراج معاف كرد و پاداشهاى ديگرى به آنها ارزانى داشت . از ديگر سوى ، نام پيشينشان را از آنها گرفت و ايشان را « نيكوكاران » نام نهاد .
( 2 ) اسكندر در سرزمين اين مردمان اردويش را برپا كرد و چون اهالى
هامش
سپاه مقدونى را تحت فرمان خويش داشته و از منابع مالى عظيمى برخوردار بود ) چنان خطرى براى اسكندر - در آن شرايط - مىنمود كه وى انتخاب ديگرى فراروى خود نمىديد . ر . ك به :C . A . Robinson , AlexandertheGrea tandParmenio , Am . Journ . ofArch . 49 ( 1945 ) . pp . 422 - 424- دربارهى گسيل پيكها به اكباتان ؛ ن . ك به :
كنت كورث ( 7 ، 2 ، 18 ) ؛ استرابون ( 15 ، 2 ) . آنها به جاى دور زدن كوير بزرگ ( كه حدود يك ماه طول مىكشيد ) ، در يازده روز از آن گذشتند .
( 1 ) . ر . ك به : كنت كورث ( 7 ، 2 ، 35 - 36 ) ؛ ژوستن ( 12 ، 5 )
( 2 ) .( Ariaspes )؛ ر . ك به : نقشهى لشكركشى اسكندر به آسياى عليا .
( 3 ) . آرياسپيان بخش سفلاى اتى ماندروس ( هيلمند ،( Helmendرا در اشغال خويش داشتند . ر . ك به : آريان ( 3 ، 27 ، 4 ) ؛ كنت كورث ( 7 ، 3 ، 1 - 3 )
( 4 ) . ر . ك به : آريان ( 3 ، 27 ، 4 ) اشاره مىكند كه آرياسپيان در طى لشكركشى كوروش عليه سكاها به كمك وى شتافتند . همچنين ن . ك به : كنت كورث ( 7 ، 3 ، 1 )