( 2 ) شاه مىخواست بخشى از اين دارايىها را براى رفع نيازهاى جنگ با خود ببرد و باقى را در شوش گذارد و از آن به خوبى مراقبت كند . بدينسان از بابل ، مياندورود و سوزيان ، شمار زيادى قاطر پالاندار و باركش ، همچنين سه هزار شتر باركش فراخواند . به كمك اين حيوانات ، تمامى اين دارايىها را به مكانهاى تعيين شده منتقل كرد . « 1 »
( 3 ) وى كه با اهالى [ پرسيد ] روابط بسيار بدى داشت و نسبت به آنها سخت بدگمان بود ، در واقع ، مىخواست شهر را كاملا ويران كند . « 2 »
با توجه به شكوه و عظمت اين بنا ، اختصاص شرحى اجمالى بر هديش شاهى را ، كه در اين شهر قرار داشت ، خارج از بحث نمىپنداريم .
( 4 ) در واقع ، ارگ بسيار پهناور بود و بارويى سهگانه ، آن را دربرمىگرفت .
نخستين بارو به بلنداى 16 ارش « 3 » و داراى پايهاى گرانبها بود كه سر آن به رديفى از كنگرهها ، به شكل برج ، مزين شده بود .
( 5 ) دومين بارو به همين شيوه ساخته شده ، اما دو برابر بلندتر بود . سومين بارو نيز شكل چهارگوشى داشت و ديوارى كه آن را دربرمىگرفت به بلنداى 60 ارش « 4 » از سنگ سختى ساخته شده بود كه مىتوانست براى هميشه سرجايش باقى بماند !
هامش
( 1 ) . ر . ك به : كنت كورث ( 5 ، 6 ، 9 ) ( همچنين ن . ك به : كنت كورث ( 8 ، 7 ، 11 ) : سىهزار حيوان باربر ) ؛ پلوتارك ( اسكندر ، 37 ، 2 ) : ده هزار قاطر و 5 هزار شتر ؛ استرابون ( 15 ، 3 ، 9 ) . كاروان به واسطهى گستردگى راههاى حمل خزائن شگفتانگيز مىنمود : ر . ك به :Demosthene , surlesSymmories , 27- دموستن حكايت مىكند كه اردشير سوّم كاروانى از 1200 شتر تشكيل داده بود تا خزانهى جنگى خود را به فلسطين منتقل كند ؛ همچنين ن . ك به : كنت كورث ( 3 ، 3 ، 24 ) : خزانهى جنگى داريوش سوّم ( كودومان ) .
( 2 ) . طرحهاى ويرانى ، خود شهر را شامل نمىشد ( پرسپوليس در سال 317 پ . م نيز هنوز پايتخت پرسيد ( پارس ) بود : ر . ك به : ديودور ، 19 ، 22 ، 1 ) بلكه شهر شاهى -villeroyale- را دربرمىگرفت . اين شهر شاهى بود كه اسكندر قصد نابودى آن ، هديشها و خزانههاى آن را داشت ؛ بنابراين طرح نابودى ، پيش از اين به شور گزارده شده و برنامهريزى شده بود ؛ هرچند اين ويرانگرى ، در حالتى از پريشانى روانى اسكندر روى داد . ن . ك به :infra , chap . LXXII( 3 ) . برابر با حدود 7 متر
( 4 ) . برابر با 27 متر