نسبت به پارسيان روا داشت !
73 .
( 1 ) پس از پايان اين رويداد ، اسكندر شهرهاى پرسيد را پشت سر گذاشت ، برخى از آنها را با يورش و حمله و برخى ديگر را با بزرگمنشى مطيع ساخت « 1 » . آنگاه اردو را جمع كرد و به دنبال داريوش راهى شد « 2 » .
( 2 ) داريوش سعى كرد نيروهايى از باكتريان و خشترپاوننشينهاى عليا گرد آورد ؛ اما ناگهان گرفتار آمد و همراه 30 هزار تن از پارسيان و مزدوران يونانى به باختر گريخت « 3 » . حين عقبنشينى خشترپاون باكتريانىها - بسوس - وى را دستگير كرده ، به قتل رساند . « 4 »
( 3 ) اندك زمانى از مرگ داريوش نگذشته بود كه اسكندر - كه با سوارهنظام در تعاقبش بود - وى را مرده يافت و خاكسپارى شاهانهاى براى او برپا كرد .
( 4 ) برخى نوشتهاند كه داريوش هنوز نفس مىكشيد و بر تيرهبختىهايش مىگريست و اين كه شاه بزرگ ، اسكندر را برانگيخت كه از قاتلش كين بستاند .
اسكندر وعده داد كه چنين كند و به تعاقب بسوس پرداخت ؛ اما چون بسوس خيلى دور شده و به سوى باكتريان گريخته بود ، اسكندر از تعقيب دشمن چشمپوشى كرده ، به مقرش بازگشت . چنين بود اوضاع آسيا .
( 5 ) در اروپا ، لاسدمونيان در نبرد بزرگ سازمانيافتهاى شكست خوردند و اين ناكامى ، آنها را واداشت تا با آنتىپاتروس وارد مذاكره شوند « 5 » . اما آنتىپاتروس پاسخ را به مجمع مركزى يونان واگذارد . پس نمايندگان در كورنت گردهم آمدند و پس از آنكه هر جناح ، سخنرانى غرايى كرد ، شايسته آمد كه در اين باب اظهار نظرى نكرده ، آن را به شاه ارجاع دهند تا در اينباره تصميمى اتخاذ كند .
( 6 ) در اين شرايط ، آنتى پاتروس ، 50 تن از برجستهترين اسپارتيان را گروگان
هامش
( 1 ) . كنت كورث ( 5 ، 6 ، 11 ) به درستى ، به اين لشكركشى در زمستان ، پيش از آتشسوزى در شهر شاهى اشاره مىكند . ر . ك به : پلوتارك ( اسكندر ، 38 ، 1 )
( 2 ) . ر . ك به : كنت كورث ( 5 ، 7 ، 12 ) ؛ آريان ( 3 ، 19 ، 2 ) ؛ پلوتارك ( اسكندر ، 42 ، 3 )
( 3 ) . ر . ك به : كنت كورث ( 5 ، 8 ، 1 - 4 ) ؛ آريان ( 3 ، 19 ، 1 - 5 ) ؛ شش هزار پيادهنظام و سه هزار سوارهنظام .
( 4 ) . ر . ك به : آريان ( 3 ، 21 ، 1 - 10 ) ؛ كنت كورث ( 5 ، 9 ، 2 - 12 ، 18 ) ؛ ژوستن ( 11 ، 15 )
( 5 ) . ر . ك به : كنت كورث ( 6 ، 1 ، 19 - 20 ) ؛ پوزانياس ( 3 ، 10 ، 5 )