( 8 ) اسكندر بر تصميم آنها صحه گذارد و به هريك ؛ سه هزار درخم ، 5 لباس مردانه ، همين تعداد لباس زنانه ، 2 رأس گاو ، 50 رأس دام و 50 مديمن گندم بخشيد . همچنين آنها را از هر نوع خراج شاهى معاف كرد و به كارپردازان دستور داد مراقب باشند كسى به آنان آسيب نرساند . « 1 »
( 9 ) بارى ، اينچنين ، اسكندر با اين نيكىها ، فراخور بلندنظرىاش ، مرهمى بر آلام اين تيرهبختان نهاد .
70 .
( 1 ) اما دربارهى پرسپوليس ، پايتخت امپراتورى پارس « 2 » ؛ اسكندر آن را به منزلهى بدترين دشمن ، از ميان شهرهاى آسيا ، به مقدونيان معرفى كرد و آن را - به غير از هديش شاهى - در معرض غارت و چپاول سربازان قرار داد . « 3 »
( 2 ) اين شهر ، ثروتمندترين شهر در زير آفتاب بود و سراهاى خصوصى آن از ديرزمان ، آكنده از ثروتهاى گوناگون بود . بارى ، مقدونيان آن را تصرف كردند ؛ تمامى مردم را از دم تيغ گذراندند و املاك آن را - كه پرشمار و سرشار از اشياى گرانبهاى گوناگون بود - غارت كردند .
( 3 ) در اين زمان ، نقرهى فراوانى به چنگ آوردند ، ميزان هنگفتى طلا به غارت بردند و جامههاى فاخر بسيار ، برخى از پارچهى ارغوانى سوزندوزى شده ، برخى ديگر زربفت ، پاداش فاتحين گرديد ! اما هديش بزرگ ، كه در سراسر دنيا پرآوازه بود ، در شرف نابودى كامل قرار گرفت .
( 4 ) مقدونيان روز را به غارت سپرى كردند ، بىآنكه حرص سيرىناپذيرشان فرو نشيند .
( 5 ) در واقع ، حرص و طمع را در غارت و چپاول ، به چونان حدى رساندند
هامش
( 1 ) . ر . ك به : كنت كورث ( 5 ، 5 ، 24 )
( 2 ) . شهر تنها نام پرساى( Persai )- پارسيان - را داشت همچنان كه پايتخت آراخوزى ( قندهار كنونى ) ، آراخوتوى( Arachotoi )- آراخوزيان - ناميده مىشد .
( 3 ) . اين صحنهى تأثرآور كه نزد كنتكورث ( 5 ، 6 ، 1 ) نيز ديده مىشود ، بىترديد برگرفته از كليتارك است . وى ويرانگرى ، حرص و طمع و وحشىگرى ددمنشانهى مقدونيان را در روز روشن شرح مىدهد .
اومستد ( تاريخ امپراتورى هخامنشى ، صص 520 - 522 از متن لاتين ) واقعيت تاريخى اين ويرانگرىها را ، كه آريان در روايتش حذف كرده است ، مىپذيرد .