اسكندر ، غيرمنتظره بر بلندىها ظاهر شده ، سربازانى را كه از گردنه پاسدارى مىكردند ، به محاصره درآوردند . بربرها هراسيدند و شتابان راه فرار را در پيش گرفتند و اسكندر ، در اندك زمانى ، گذرگاه و آنگاه تمامى شهرهاى سرزمين اوكسيان را تسخير كرد .
68 .
( 1 ) اسكندر با ترك اين مكان ، اردو را جمع و به سوى پرسيد « 1 » پيشروى كرد « 2 » . پس از 4 روز ، به صخرههاى موسوم به « شوش » « 3 » رسيد « 4 » . امّا آريوبرزنس « 5 » ، پيش از وى با 25 هزار پيادهنظام و سيصد سوارهنظام آنجا را به تصرف خويش درآورده بود . « 6 »
( 2 ) شاه مىپنداشت گذرگاه را با يورش به چنگ خواهد آورد ، از اينرو ، بىآنكه هراسى به دل راه دهد از ميان گردنهاى باريك و كوهستانى پيشروى كرد .
بربرها اجازه دادند كه وى در اين گردنه تا حدى ، پيشروى كند ؛ امّا وقتى مقدونيان به نيمهى اين مسير كوهستانى رسيدند ، ناگهان بربرها حمله كردند و تعدادى از سنگهاى غولپيكر را غلتاندند كه به شيوهاى غيرمنتظره ، بر ستونهاى به هم فشردهى مقدونيان فرود آمد و بسيارى از سربازان را كشت . همچنين شمار زيادى
هامش
( 1 ) .( Perside )؛ مقصود ديودور همان پارس است .
( 2 ) . پارمنيون با بخش عمدهى سپاه و باروبنه ، از طريق جادهى شاهى به پرسپوليس مىرفت ، حال آنكه اسكندر در پيشاپيش نيروهاى سبك اسلحه ، راه كوه را در پيش گرفت . ر . ك به : آريان ( 3 ، 18 ، 1 - 2 ) ؛ كنت كورث ( 5 ، 3 ، 16 )
( 3 ) .( Suse )؛ برخى مورخان يونانى اين معبر را دروازهى پارس و برخى ديگر دروازهى شوش خواندهاند .
( 4 ) . پارسيان اين گردنه را دروازههاى ( دربندهاى ) شوش مىخواندند ، حال آنكه شوشىها آن را دروازههاى ( دربندهاى ) پارس مىخواندند ، ر . ك به :SirAurelsteino , op . cit . , p . 314 sqو همچنين :E . Herzfeld , ThePersianEmpire ( 1968 ) , pp . 176 - 178 .سر اورل اشتاين ثابت كرده است كه اين دروازه شايد كوتالى سنگر( Kotal - iSangar )، بين باشت و فاحليون( Fahliyun )باشد . همچنين ن . ك به :M . B . Nicole , Rescueexcavation snearDoruzdan , Eastandwest 20 ( 1970 ) , pp . 278 - 281( 5 ) .( Ariobarzanes )؛ آريوبرزن
( 6 ) . ر . ك به : كنت كورث ( 5 ، 3 ، 17 ) ؛ آريان ( 3 ، 18 ، 2 )