( 5 ) در اين حين ، مازايوس رقيب را به سختى تحت فشار قرار داد : وى بر جناح راست كه پرشمارترين و زبدهترين بخش سوارهنظام را تشكيل مىداد ، فرمان مىراند « 1 » ؛ اما پارمنيون با سوارهنظام تساليان و ديگر يگانهاى سوارهنظامى كه تحت فرمانش قرار داشتند ، در برابر آنها ايستادگى كرد .
( 6 ) وى كه به شيوهاى درخشان مىجنگيد ، به پاس شجاعت تساليان ، در ابتدا توانست برترى را از آن خود كند . اما سربازان مازايوس ، به يارى شمار و آرايش سنگينشان ، سوارهنظام مقدونى را شكست دادند . « 2 »
( 7 ) كشتار عظيمى درگرفت و ايستادگى در برابر بربرها دشوار شد . در اين زمان ، پارمنيون چند سوارهنظام را به سوى اسكندر فرستاد تا از او بخواهد كه به يارىاش بشتابد . اينان بىدرنگ دستور را اجرا كردند ، اما پس از آنكه آگاه شدند اسكندر سرگرم تعاقب دشمن است و از ميدان نبرد دور شده است ، بىآنكه ماموريت خويش را به انجام رسانند ، بازگشتند . « 3 »
( 8 ) پارمنيون ، با قابليتى بىنظير ، از يگانهاى تساليان بهره جست و پس از آنكه تلفات سنگينى بر بربرها وارد ساخت آنها را به سختى وادار به فرار كرد . از طرفى ، اينان بهويژه بهخاطر فرار داريوش ، سرخورده شده بودند .
61 .
( 1 ) مازايوس كه سردارى خبره « 4 » بود ، از انبوه گردوغبار بهره جسته و با
هامش
ن . ك به :W . Hinz , Altiranischefund eundforschungen , ( 1969 ) , p . 71( 1 ) . ر . ك به : كنت كورث ( 4 ، 16 ، 1 ) ؛ آريان ( 3 ، 14 ، 6 - 15 ، 3 )
( 2 ) . بر پايهى نظر آسكلپيودوت( Asclepiodote )[ 4 ، 7 ،Tactique] واحدهاى سوارهنظام پارسى ، براى حمله به شكل چهارگوش تشكيل مىشدند . سوارهنظام تسالى ، برعكس ، به شكل لوزى درمىآمدند ؛ ر . ك به :Asclepiodote , 7 , 2 ; ElienleTacticien ( 18 , 1 - 3 )( 3 ) . ر . ك به : كنت كورث ( 4 ، 16 ، 2 - 3 ) ؛ آريان ( 3 ، 15 ، 1 - 2 ) و پلوتارك ( اسكندر ، 35 ، 6 )
( 4 ) . فرد هوفر - ديگر مترجم فرانسوى اين كتاب - با بهرهگيرى از نسخهاى ديگر ، آغاز بند 61 را به گونهاى كاملا متفاوت ترجمه كرده است . در ترجمهى فرد هوفر آمده است : « داريوش ، مردى آشنا به فنون نظامى ، . . . » .