( 2 ) سوارهنظام نخستين گروهى بود كه نبرد را آغاز كردند . اگر مقدونيان در جناح راست ( سپاه اسكندر ) مىجنگيدند ؛ داريوش كه بر جناح چپ ( پارس ) فرمان مىراند ، همرزمانش ، يگان سوارهنظام خويشان پادشاه بودند « 1 » كه بهخاطر شجاعت و وفادارىشان برگزيده شده بودند .
آنها ده هزار تن بودند كه تنها در يك يگان گرد آمده بودند .
( 3 ) چون شاه بزرگ را به عنوان ناظر شجاعتشان پيش روى داشتند ، با طيب خاطر ، خود را آماج بارانى از پرتابهها مىكردند كه به سوى شاه نشانه مىرفت . ملوفورها « 2 » نيز در بين آنها ديده مىشدند ؛ « 3 » تعداد آنها زياد بود و به خاطر شجاعتى كه از خود نشان مىدادند بيش از ديگران به چشم مىآمدند . علاوه براين ، ماردها « 4 » و كاسىها « 5 » نيز حضور داشتند كه توان جسمانى و شجاعت بىنظيرشان تحسينبرانگيز بود . « 6 »
هامش
( 1 ) . ر . ك به : آريان ( 3 ، 11 ، 5 ) .
( 2 ) . ر . ك به : آريان ( 3 ، 11 ، 5 ؛ 3 ، 13 ، 1 ) . هراكليد قومسى توضيح مىدهد كه هزار ملوفور مشتمل بر چه كسانى بودهاند : زبدگانى از 10 هزار جاويدان گارد شاهنشاهى كه جملگى پارسى بودند و با سيب طلايى كه انتهاى نيزهشان را مزين مىساخت شناخته مىشدند .
( 3 ) . توضيح مترجم فرانسوى دربارهى ده هزار جاودانان پارسى اينگونه قابل تكميل است : جاودانان ، سپاه آماده باش شاهنشاه ايران را تشكيل مىدادند و از اين روى جاودان ناميده مىشدند كه با مردن يا كشته شدن يكى ، بىدرنگ فرد ديگرى به جاى او قرار مىگرفت و به اين ترتيب تعداد اين افراد همواره ده هزار نفر بوده است . جاودانان لباس بلند چيندار هخامنشى بر تن ، كفش ايرانى سه بندى بر پا و نوارى پيچيده بر گرد سر داشتند و همگى از ميان پارسها انتخاب مىشدند . نيزهى دست آنها ، در قسمت پايين به يك انار كوچك ختم مىشد و از همين روى يونانيان آن را « سيببر » ناميدهاند . اين گارد 10000 نفرى از ده گروه هزار نفرى تشكيل مىشد . انار سرنيزهى فرماندهى هر گروه كه « هزارپت » ناميده مىشد ، زرين و انار ديگران سيمين بود . فرماندهى نيزهداران « انار طلايى » نيز داراى همين عنوان هزارپت بود . اين هزارپت ظاهرا فرماندهى همهى نيروهاى ايرانى نيز محسوب مىشد . براى اطلاع بيشتر ر . ك به : هايد مارى كخ ، از زبان داريوش ، ترجمهى پرويز رجبى ، نشر كارنگ ، تهران ، چاپ سوم ، 1377 ، صص 297 - 309 .
( 4 ) .( Mardes )؛ مردمان ساكن در بخش جنوبى درياى مازندران .
( 5 ) .( Kassites )؛ نام اين مردمان به صورت كاسيت ، كوسى ، كوسئان ، كاسو ، كشو ، كوشيان و كيسى نيز ضبط شده است .
( 6 ) . دربارهى ماردها ؛ ر . ك به :( infra , chap . LXXVI ). از كوسئانها( Cosseens )، كنت كورث ( 4 ، 12 ، 10 ) نيز ياد كرده است ، اما آريان از آنها سخنى به ميان نمىآورد . اين كوهنشينان زاگروس( Zagros )كه با نام -