دادند . از سوى ديگر ، بخشى از سوارهنظام كه اطراف داريوش حلقه زده بودند ، به لطف شمارشان ، مقدونيانى را كه در برابرشان ايستادگى مىكردند ، شكست دادند و آنها را وادار به فرار كردند . « 1 »
60 .
( 1 ) اينچنين پارسيان دومين پيروزى را نيز به چنگ آوردند . اسكندر كه مىخواست شخصا شكست سپاهيانش را جبران كند با يگان شاهى و باقى سوارهنظام زبده ، به سوى داريوش تاخت آورد . « 2 »
( 2 ) پادشاه پارسيان حملهى دشمن را برتافت : شخصا سوار بر گردونهاش مىجنگيد و زوبينهايش را به سوى مهاجمين پرتاب مىكرد ، حال آنكه پارسيان بسيارى در كنارش مىجنگيدند . وقتى دو شاه به رويارويى هم شتافتند ، اسكندر زوبينش را به سوى داريوش پرتاب كرد كه خطا رفت ، اما به گردونهران كه پهلوى پادشاه قرار داشت ، اصابت كرد و او را نقش بر زمين كرد .
( 3 ) اطرافيان داريوش فريادى برآوردند ، آنهايى كه دور تر بودند ، پنداشتند شخص شاه بزرگ هلاك شده و پا به فرار گذاردند . آنهايى كه پشت سرشان قرار داشتند ، نيز چنين كردند ؛ بهطورى كه آرايش قدرتمندى كه اطراف داريوش ، تشكيل شده بود به تدريج از هم گسست . وقتى جناح ديگرش ، اينچنين ميدان را خالى كرد ، شاه بزرگ هم دچار وحشت شد و راه فرار را پيش گرفت . « 3 »
( 4 ) بدينسان آنها گريختند و گرد و غبارى كه از سوارهنظام برخاسته بود ، به هوا بلند شد ؛ در اين حال اسكندر و يارانش آنها را تعقيب كردند ، بىآنكه بتوانند مسيرى را كه داريوش از آن راه فرار كرده بود ، بهخاطر ازدحام جمعيت و گرد و غبار انبوه ، با چشم تعقيب كنند . تنها نالههاى مردانى كه به خاك مىافتادند ، صداى پاى اسبهاى سوارهنظام و ترق ترق بىوقفهى شلاقها به گوش مىرسيد . « 4 »
هامش
( 1 ) . چندان روشن نيست . چنين برمىآيد كه منظور سوارهنظام باختر بوده است كه كنت كورث ( 3 ، 15 ، 18 - 22 ) از آنها سخن به ميان آورده است .
( 2 ) . ر . ك به : آريان ( 3 ، 14 ، 2 ) ؛ پلوتارك ( اسكندر ، 33 ، 3 )
( 3 ) . كنت كورث ( 4 ، 15 ، 28 - 30 ) نيز روايتى مشابه روايت ديودور از اين رويداد مىكند .
( 4 ) . استفاده از تازيانه و شلاق ويژگى سوارهنظام سكايى بوده است . ر . ك به : هرودوت ( 4 ، 3 ) . همچنين -