( 4 ) همچنين در كنارشان ، خاندان پادشاه و شجاعترين هنديان پيكار مىكردند . « 1 » بارى ، تمامى اين يگانها با نعرههاى بلند بر سر دشمن ريخته ، با تمام وجود مىجنگيدند و مقدونيان را كه از حيث شمار كمتر بودند ، از پاى درمىآوردند .
( 5 ) در جناح راست ( پارس ) ، مازايوس به همراهى بهترين سوارهنظام مىجنگيد و در همان نخستين يورش ، تلفات محسوسى را بر رقبايش وارد كرد . از ديگر سوى ، 2 هزار كادوسى و هزار سوارهنظام زبدهى سكايى را فرستاد و به آنها دستور داد دشمن را دور زده تا اردوگاه مقدونى پيشروى كنند و باروبنه را تصاحب نمايند . « 2 »
( 6 ) سوارهنظام ، بىدرنگ ، اين دستور را اجرا كرد و به ناگاه بر اردوگاه مقدونيان يورش آورد . تعدادى از اسراى جنگى ، پس از آنكه جنگافزارهايى تصاحب كردند ، سكاها را يارى كرده و باروبنه را غارت كردند . با اين غافلگيرى ، فرياد و غوغا در سراسر اردو طنينانداز شد .
( 7 ) اسراى جنگى به پيشواز بربرها مىرفتند . تنها ، مادر داريوش ، سىسىگامبريس ، بىآنكه به سروصداهاى اسرا وقعى نهد ، آرام سر جايش باقى ماند و دليل اين فرزانگى اين بود كه وى به اين تغيير شگفتانگيز تقدير اعتماد كرد و نمىخواست قدرشناسىاش را نسبت به اسكندر زير پا نهد .
( 8 ) عاقبت وقتى سكاها ، بخش اعظم باروبنهها را غارت كردند ، سوار بر اسبهاى خويش دور شدند و در بازگشت ، موفقيت خويش را به مازايوس خبر
هامش
كيسىها نيز شناخته شدهاند ( ر . ك : ديودور ، 11 ، 7 ، 2 ؛ پوليب ، 5 ، 79 ، 5 ) از اخلاف كاسيتها ( كاسو در متون اكدى ) هستند كه حدود اواسط هزارهى دوم پيش از ميلاد ، بابل را فتح كردند . براى اطلاع بيشتر ن . ك به :E . Herzfeld , ThePersianEmpire ( 1968 ) , p . 186( 1 ) . ر . ك به : آريان ( 3 ، 11 ، 5 ؛ 3 ، 13 ، 1 )
( 2 ) . ر . ك به : كنت كورث ( 4 ، 15 ، 5 - 18 ) كه روايتش به روايت ديودور نزديك است . روايت آريان ( 3 ، 14 ، 4 - 6 ) متفاوت مىباشد . همچنين ن . ك به : پلوتارك ( اسكندر ، 32 ، 3 ) . مورخان امروزى نمىتوانند تصوير منسجمى از اين رويداد به دست دهند . دربارهى كادوسيان ؛ ر . ك به :Supra , chap . VI , 1