لوكرىها و فوسيديان ، نفرات يگانى را تشكيل مىدادند كه پشت سر سوارهنظامى كه ذكر آنها در بالا رفت ، مىآمدند : ارى ژيوس ميتيلنى « 1 » در رأس آنها بود .
( 4 ) تساليان پشت سر آنها صفآرايى كرده بودند . فيليپ فرمانده آنها بود و به واسطهى شجاعت و فضايل جنگى يگانهايشان ، سرآمد ديگر يگانها بودند .
به دنبال اينان ، اسكندر ، كمانداران كرتى و مزدوران آخايى « 2 » را آراست .
( 5 ) از ديگر سوى ، او در هر جناح ، آرايش گونيايى شكلى اتخاذ كرد تا دشمن نتواند در سايهى تعداد زياد سربازانش ، سپاه كوچك مقدونى را در ميان گيرد . « 3 »
( 6 ) شاه براى آنكه حملهى ارابههاى داسدار را برتابد و آنها را شكست دهد به پيادهنظام فالانژ توصيه كرد ، همينكه ارابهها نزديك شدند ، ستونها را فشرده و سپرهايشان را بر نيزههايشان زنند : اسبها از صدا خواهند ترسيد و ارابهها بازخواهند گشت . اگر برخى راهشان را ادامه دادند ، در ستونها ، راههايى گشوده شود تا از ميان آن عبور كنند ، بىآنكه خطرى متوجه مقدونيان شود . « 4 » شاه ، خود ، فرماندهى جناح راست را بر عهده گرفت و آرايش موربى اتخاذ كرد : او تصميم گرفته بود شخصا بانى پيروزى در حين نبرد شود . « 5 »
58 .
( 1 ) داريوش ، به نوبهى خويش ، آرايش جنگىاش را براساس تعداد نفرات هر قوم پىريزى كرد . خويشتن ، در برابر اسكندر قرار گرفت و به سوى دشمن راهى شد . وقتى دو سپاه به هم نزديك شدند ، شيپورچيان در هر دو اردو شيپور جنگ را نواختند و مردان با نعرههاى بلند به سوى يكديگر شتافتند .
( 2 ) در ابتدا ، مقدونيان ، با مشاهدهى ارابههاى داسدار كه چهار نعل پيش
هامش
( 1 ) .Er igyiosdeMitylene( 2 ) . ديودور تنها مورخى است كه از مزدوران آخايى نام مىبرد .
( 3 ) . ن . ك به :G . T . Griffith , Alexander'sgener alshipatGaugamel a , Journ . ofHell . stud . 67 ( 1947 ) , p . 77 etn . 3( 4 ) . اسكندر از شگرد و ترفند ده هزار تن در كوناكسا - كه گزنفون آن را شرح داده و آريان ( 2 ، 7 ، 8 ) نيز كه آناباز را خوانده بود آن را باز مىگويد - الهام گرفت . ن . ك به : كنت كورث ( 4 ، 14 ، 33 - 34 ) ؛ آريان ( 3 ، 13 ، 5 - 6 )
( 5 ) . ر . ك به : كنت كورث ( 4 ، 15 ، 1 ) ؛ آريان ( 3 ، 13 ، 1 )