آتش ويران مىكردند . پس از آنكه بخش وسيعى از سرزمين را ويران كرد انديشيد كه فقدان آذوقه ، آن را براى دشمن غيرقابل عبور كرده است .
( 3 ) اما وقتى اسكندر براى عبور از دجله پيش آمد ، اهالى منطقه جاى گدار را به وى نشان دادند . او سپاهش را به دشوارى و حتى در شرايطى كاملا بحرانى از رود گذراند . « 1 »
( 4 ) در واقع ، براى عبور از گدار ، آب تا سينه بود و سرعت جريان آب موجب مىشد بسيارى از سربازان وقتى از رود مىگذشتند دستپاچه شده ، تعادل خود را از دست دهند . جريان آب بسيارى از سربازان را از مسيرشان خارج مىكرد و بر سپرهايشان فرومىريخت و آنها را به سوى بدترين خطرات مىكشاند .
( 5 ) اما اسكندر براى مقابله با شدت جريان آب چارهاى انديشيد : وى به تمام سربازان دستور داد دست يكديگر را محكم گرفته با فشار آوردن بر يكديگر ، سدى تشكيل دهند .
( 6 ) مقدونيان ، به زحمت ، از اين معبر مهلك ، صحيح و سالم گذشتند و اسكندر به مدت يك روز به سپاه استراحت داد . « 2 » فرداى آن روز ، سپاه را براى نبرد آراست و به سوى دشمن پيشروى كرد . پس از رسيدن به نزديكى پارسيان ، اردويش را برپا كرد . « 3 »
56 .
( 1 ) اسكندر با در نظر گرفتن تعداد زياد سپاهيان پارسى و اهميت جنگ قريبالوقوع ، همچنين با ملاحظهى اين كه زمان تصميم نهايى فرارسيده است ، تمام شب را بيدار ماند : وى نگران فردا بود . « 4 » نزديك صبح به چنان خواب عميقى فرو رفت كه وقتى روز شد ديگر كسى نمىتوانست او را بيدار كند .
هامش
( 1 ) . ر . ك به : كنت كورث ( 4 ، 9 ، 16 - 21 ) كه روايتش به روايت ديودور نزديك است . آريان ( 3 ، 7 ، 5 ) با توضيحى مختصر از آن مىگذرد .
( 2 ) . ر . ك به : آريان ( 3 ، 7 ، 6 ) . بر پايهى نظر كنت كورث ، به سپاهش دو روز استراحت داد ( 4 ، 10 ، 1 ) .
( 3 ) . ر . ك به : كنت كورث ( 4 ، 13 ، 24 ) ؛ آريان ( 3 ، 9 ، 4 )
( 4 ) . رويدادى معروف ( ر . ك به : كنت كورث ، 4 ، 13 ، 15 ؛ پلوتارك ، اسكندر ، 31 ، 4 - 32 ، 2 ؛ ژوستن ، 11 ، 13 ) اما واقعيت تاريخى آن ترديدآميز مىنمايد ؛ ن . ك به : ملاحظاتى كه آريان در نقل اين رويداد كرده است ( 3 ، 10 ، 1 ) .