( 2 ) دوستانش ابتدا اين اتفاق را با شادى مىنگريستند ، زيرا فكر مىكردند شاه پس از اين استراحت طولانى ، براى رويارويى در بهترين شرايط آمادگى خواهد بود ؛ اما چون زمان سپرى شد و شاه از خواب برنخاست پارمنيون - قديمىترين دوستش - خود مسؤوليت ابلاغ فرمان را به سپاه برعهده گرفت و آن را براى نبرد كاملا آماده كرد .
( 3 ) اما چون اسكندر هنوز از خواب برنخاسته بود ، دوستانش به وى نزديك شدند و به زحمت او را از خواب بيدار كردند . چون جملگى شگفتزده بودند و مىخواستند از آنچه كه براى شاه روى داده است ، آگاه شوند ، اسكندر اظهار كرد كه داريوش با تمركز سپاهيانش در يك مكان ، وى را از نگرانى بيرون آورده است .
( 4 ) در واقع ، تنها در يك روز ، سرنوشت همه چيز رقم خواهد خورد و پايان مرارتها و گزندهايى كه به مدت طولانى برتافتهاند فرارسيده است ! اسكندر ، با وجود اين ، با ايراد سخنرانى به مقتضاى شرايط ، سردارانش را ترغيب و آنها را براى رويارويى با خطر دل استوار كرد ؛ « 1 » آنگاه سپاهش را براى جنگ به سوى بربرها روانه كرد . پيشاپيش فالانژ ، يگانهاى سوارهنظام را آراسته بود .
57 .
( 1 ) بارى ، اسكندر ، يگان شاهى را در جناح راست آراست كه فرماندهى آن را كليتوس ، ملقب به « سياه » « 2 » ، بر عهده داشت . « 3 » آنگاه باقى يارانش
هامش
( 1 ) . آريان ( 3 ، 9 ، 5 - 8 ) نيز به سخنرانى آتشين اسكندر براى سردارانش اشاره مىكند . پلوتارك ( اسكندر ، 33 ، 1 - 2 ) از قول كاليستن به خطابهاى ( غيرواقعى ؟ ) اشاره مىكند كه براى تساليان و يونانيان ايراد شده بود .
( 2 ) .Clitos , surnomme « LeNoir »( 3 ) . دربارهى ويژگىهاى روايت ديودور ( ايجاز ، بسط عبارات كليشهاى ، فراوانى عناصر شگفتانگيز » ن . ك به :F . Hackmann , DieschlachtbeiGa ugamela ( 1902 ) , pp . 57 - 62- دربارهى آرايش جنگى اسكندر ؛ ر . ك به : كنت كورث ( 4 ، 13 ، 26 - 30 ) ؛ آريان ( 3 ، 11 ، 8 - 12 ، 5 ) .
ديودور گويى آرايش جنگى اسكندر را به صورت دو خط موازى تصور كرده است . مارسدن( Marsden )بررسى مبسوطى در اين باره كرده و آرايش جنگى اسكندر را به شيوههاى گوناگون بازسازى كرده و مورد تجزيه و تحليل قرار داده است .