شده بود ، نهتنها در عزم خويش كوچكترين تزلزلى به خود راه نداد ؛ بلكه به اسكندر نوشت از پيروزىاش مغرور نشده و اسيران را در قبال مبلغ هنگفتى مبادله كند . وى افزود كه اگر اسكندر بخواهد دوست وى شود ، آسياى اين سوى رود هاليس - سرزمين و شهرها - را به وى واگذار خواهد كرد . « 1 »
( 2 ) اسكندر دوستانش را جمع كرد و با مخفى كردن نامهى واقعى ، نامهى ديگرى را كه خود نوشته و موافق منافعاش بود به مجمع عرضه كرد « 2 » ؛ اينچنين نمايندگان را با دست خالى بازگرداند .
( 3 ) داريوش كه در اين شرايط از انعقاد قرارداد ، از راه سياسى ، چشم پوشيده بود ، تداركات نظامى عظيمى را فراهم كرد ؛ كسانى را كه تمامى جنگافزارهايشان را حين فرار رها كرده بودند ، دگربار مسلح كرد و سربازان جديدى را در يگانهاى سپاهش گنجاند . همچنين از خشترپاوننشينهاى عليا ، سپاهيانى را كه بهخاطر تعجيل در لشكركشى پيشين بلااستفاده گذارده بود ، فراخواند .
( 4 ) بدينسان براى بسيج نيروها ، چنان شور و حدتى از خويش نشان داد كه سپاه كنونى دو برابر بيشتر از سپاهى بود كه در ايسوس آراسته بود . در واقع ، وى 800 هزار پيادهنظام و 200 هزار سوارهنظام ، بدون محاسبهى شمار زيادى از ارابههاى داسدار بسيج كرد . « 3 »
بارى چنين بود وقايع اين سال .
هامش
( 1 ) . ر . ك به : آريان ( 2 ، 14 ، 1 - 9 ) ؛ كنت كورث ( 4 ، 1 ، 7 ) ؛ ژوستن ( 11 ، 12 ، 1 )
( 2 ) . اين نامههاى ساختگى يا جعلى در عهد يونان باستان رايج بودند ؛ ر . ك به :H . H . Schmitt , Untersuchungenzu rGeschichteAntio chosd . Gr . undSeinerZeit ( 1964 ) , p . 125 et n . 164در اين زمينه ، مردمان باستان به لحاظ اخلاقى - نسبت به مردمان امروزى - سختگيرى زيادى از خويش نشان نمىدادند و هرودوت ( 1 ، 125 ) - كه كوروش را مىستود - در بازگو كردن اين واقعيت كه كوروش ، نامهاى جعلى از آستياژ را براى پارسيان خواند ، هيچ ايرادى نمىبيند . محتمل است كه نامهى داريوش توسط اومن كاريهاى( EumenedeCardia )- بعدها نمونههاى زيادى از مهارتش را در اين زمينه نشان داد - تحريف شده باشد .
( 3 ) . دربارهى اين تداركات ، ر . ك به : كنت كورث ( 4 ، 13 ، 1 ) و ديودور ( 17 ، 53 ، 1 ) .