سوارهنظام ملازمان و ديگر سوارهنظام زبده ، به تعاقب وى پرداخت . پس از طى 200 استاد « 1 » ، راهش را كج كرده ، حدود نيمههاى شب به اردو بازگشت ؛ حمامى گرفت تا خستگىهاى ناشى از مرارتهاى روز را از تن به در كند « 2 » ، آنگاه وقت خود را صرف خوردن شام كرد .
( 3 ) به همسر و مادر شاه خبر رساندند كه اسكندر با غنايم داريوش ، از تعاقب بازگشته است . « 3 » در اين هنگام ، زنان شيون و زارى سر دادند ؛ گروه اسيران نيز با اين خبر در عزايشان سهيم شدند و ناله و شيون سر دادند . شاه با آگاه شدن از احساسات زنان ، لئونات « 4 » - يكى از دوستانش - را فرستاد تا به اين هياهو و غوغا پايان دهد و با آگاه ساختن سىسىگامبريس « 5 » از زنده بودن داريوش و اينكه اسكندر با خانودهاش با احترام شايانى رفتار خواهد كرد ، به وى قوت قلب بخشد :
خود مىخواست در صبح براى عرض سلام پيش آيد و با رفتارش ، انسان دوستىاش را نشان دهد .
( 4 ) اسيران با مشاهدهى اقبال فوقالعادهاى كه بدون هيچ اميدى به آنها روى كرد ، اسكندر را همچون ايزدى انتظار كشيدند و به شيون و زارى پايان دادند .
( 5 ) سپيدهدمان ، شاه يكى از دوستانش هفستيون « 6 » - كسى كه نزد شاه بيش از همه محترم شمرده مىشد - را با خود همراه كرد و به همراهى هم ، نزد زنان رفتند .
هر دو جامههاى شبيه به هم بر تن داشته و هفستيون از حيث جثه و زيبايى ، برتر مىنمود . به همين خاطر ، سىسىگامبريس گمان برد كه او شاه است و در برابرش سر تعظيم فرود آورد ؛ « 7 » اما چون اشخاص حاضر با سر ، اشاراتى به وى كردند و
هامش
( 1 ) . حدود 36 كيلومتر . ر . ك به : آريان ( 2 ، 11 ، 5 - 6 )
( 2 ) . ر . ك به : پلوتارك ( اسكندر ، 20 ، 7 )
( 3 ) . ر . ك به : آريان ( 2 ، 11 ، 6 ) ؛ پلوتارك ( اسكندر ، 20 ، 5 )
( 4 ) .Leonnat( 5 ) .Sisygambris( 6 ) .Hephaistion( 7 ) . دربارهى« Proskynese »؛ ر . ك به :F . VonSachsen - Meiningen , ProskynesisinIra n , dansF . Altheim , GeschichtederHun nen , II-