و در شهرهاى متحدين پناه جستند . « 1 »
( 9 ) فالانژ مقدونى و پيادهنظام پارسى ، تنها اندك زمانى ، جنگ و درگيرى را پى گرفتند . در واقع ، شكست پيشين سوارهنظام پارسى ، همچون سرآغازى بر پيروزى كامل مقدونيان شده بود . تمامى بربرها شتابان به دشمن پشت كردند و چون هزاران نفر براى فرار به سوى گردنهى باريك هجوم مىبردند تمام زمينهاى مجاور ، خيلى زود ، آكنده از اجساد شد .
35 .
( 1 ) با فرا رسيدن شب ، پارسيان به راحتى به چپ و راست متفرق شدند . « 2 » مقدونيان ، به نوبهى خويش ، از تعقيب آنان دست كشيدند و شتابان به غارتگرى پرداختند . چادرهاى شاهى بهخاطر تجهيزات بسيار نفيس ، سخت آنها را سرگرم خويش ساخته بود . « 3 »
( 2 ) بدينسان از خزانهى شاهى ، طلا و نقره و جامههاى فاخر بسيارى به يغما رفت . آنان به همين شيوه ، ثروتهاى كلانى را كه از آن دوستان و خويشان شاه بزرگ و همچنين ديگر سرداران بود ، به غارت بردند .
( 3 ) بر پايهى سنت اجدادى ، علاوه بر زنان خاندان شاهى ، زنان خويشان و دوستان شاه نيز ، سوار بر گردونههاى زرين ، سپاه را همراهى مىكردند . « 4 »
( 4 ) هريك از اين زنان با توجه به ثروت كلان و زندگى پرتجملشان ، اموال منقول گرانبها و زيورآلات زنانهى بسيارى را با خود آورده بودند .
چه سرنوشت شومى است ، سرنوشت اين زنان به اسارت درآمده !
( 5 ) آنها كه پيش از اين ، در رفاه و تجمل و بر گردونههاى باشكوه ، بىآنكه
هامش
( 1 ) . ر . ك به : كنت كورث ( 3 ، 11 ، 18 ) كه با تفضيل بيشتر بدان مىپردازد .
( 2 ) . ر . ك به : كنت كورث ( 3 ، 11 ، 18 ) كه با تفصيل بيشترى بدان مىپردازد .
( 3 ) . ر . ك به : كنت كورث ( 3 ، 11 ، 20 ) ؛ ژوستن ( 11 ، 9 )
( 4 ) . دربارهى اين گردونههاى چهارچرخ كه مسقف بوده و با سر پناههاى پارچهاى يا چرمى آراسته شده بودند ؛ ر . ك به : گزنفون ، تربيت كوروش [ كوروشنامه ] ، ( 6 ، 4 ، 41 ) ؛ ديودور ( 15 ، 56 ، 7 ) ؛ هرودوت ( 7 ، 83 و 9 ، 76 ) ؛ پلوتارك ( اسكندر ، 43 ، 1 ) ؛ تميستوكل ( 26 ) و اردشير ( 5 ) ؛ آريان ( 3 ، 19 ، 2 ) ؛ كنت كورث ( 3 ، 13 ، 11 ) و ( 4 ، 4 ، 11 ) . - همچنين ن . ك به : پ . وينرون ، اسب در يونان و روم باستان ، 1968 ، صص 166 - 167 .